یعنی چه
دایمالوجود در اصطلاح منطق، کلام و فلسفه به ذاتی گفته میشود که در تمام اوقات فرضشده، وجود داشته باشد و هستی او دچار زوال و انقطاع نگردد. این اصطلاح بیشتر در توصیف ذات باریتعالی و مفاهیم فلسفی مربوط به وجود مطلق به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب از واژه «دایِم» (با کسره یاء) به همراه الف و لام تعریف و واژه «وُجود» (با ضمه واو اول) ساخته شده است که در خوانش، لام به واو بعدی متصل میشود.
در جدول
کلمه مورد نظر در جداول کلمات متقاطع به عنوان پاسخ عبارتهایی نظیر «همیشهموجود» یا «موجود ابدی» کاربرد دارد و دقیقاً ده حرف دارد.
به انگلیسی
در متون فلسفی و برگردانهای انگلیسی، این واژهها دقیقترین رساننده مفهوم وجود پایدار و بدون زوال هستند.
به عربی
ترکیب دایمالوجود ریشه کاملاً عربی دارد و در متون کلامی عرب نیز به همین صورت یا به شکل الوجود الدائم به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی که میتوانند جایگزین این ترکیب عربیمبنا شوند شامل کلماتی چون «همیشهموجود»، «جاویدهستی» یا «پایداروجود» هستند که مفهوم استمرار در هستی را میرسانند.
در قرآن
عبارت «دایمالوجود» به صورت لفظی و ترکیبی در متن قرآن مجید ذکر نشده است، اما ریشههای سازنده آن (دوم و وجد) به وفور استفاده شدهاند. همچنین مفهوم آن با صفات الهی همچون «الحیّ» (همیشهزنده) و «القیوم» (قائم به ذات) در آیاتی مانند «هُوَ الْحَيُّ الَّذِي لَا يَمُوتُ» قرابت مفهومی کامل دارد.
جمعبندی و توضیح کامل دایم الوجود
ترکیب «دایمالوجود» یک اصطلاح فلسفی، کلامی و منطقی است که از ترکیب دو واژه عربی «دائم» (از ریشه د-و-م به معنای پیوستگی) و «الوجود» (از ریشه و-ج-د به معنای هستی) شکل گرفته و وارد زبان فارسی شده است. این واژه در لغت به معنای همیشهموجود و موجودی است که هستیاش هیچگونه انقطاع، زوال یا پایانی ندارد. در براهین عقلی، این صفت معمولاً برای تبیین ذات باریتعالی یا همان واجبالوجود به کار میرود تا تمایز حقتعالی از مخلوقات فانی و ممکنالوجود روشن شود.
اگرچه این عبارت آرایه یا ساختار لفظی مستقیمی در آیات قرآن کریم ندارد، اما محتوای توحیدی آن یعنی ازلیت، ابدیت و عدم فنای ذات الهی در جایجای قرآن با مفاهیمی نظیر «حی قیوم» اشاره شده است. این کلمه از منظر ارزش جدولی نیز ده حرفی بوده و راهنمای مناسبی برای طراحان و حلکنندگان جدول کلمات متقاطع در بخش اصطلاحات مذهبی و فلسفی به شمار میرود.