یعنی چه
شخص عبوس به فردی گفته میشود که اخمو، گرفته و بدخلق است. این واژه نشاندهنده حالتی است که در آن فرد رضایت یا شادی درونی خود را بروز نمیدهد و ابروهای گرهخورده یا لبهای جمعشده دارد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «شخص» (با سکون خ) و «عبوس» (با فتح ع و ضمه ب) تشکیل شده است که به صورت اضافه به هم متصل میشوند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در صورت مواجهه با این تعریف، خود واژه «شخص عبوس» ۷ حرف دارد و مترادفهای آن نظیر اخمو، ترشرو و دژم نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای توصیف چنین فردی در زبان انگلیسی از واژههای متنوعی بر حسب شدت بدخلقی استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که ریشه این واژه عربی است، در زبان مبدأ نیز با مشتقات مختلف کلمه عَبَسَ و واژگان هممعنی توصیف میشود.
در قرآن
این ریشه در قرآن کریم به کار رفته است؛ از جمله در آیه اول سوره عبس («عَبَسَ وَتَوَلَّىٰ») به معنی چهره درهم کشید، آیه ۲۲ سوره مدثر («ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ») و همچنین در آیه ۱۰ سوره انسان («يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا») که در آن واژه عبوس صفت روز قیامت قرار گرفته و کنایه از شدتِ هولناکی و سختی آن روز برای کافران است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و روانشناسی بصری، شخص عبوس با ابروهای گرهخورده و لبهای افتاده (ایموجی اخم) شناخته میشود. این حالت نماد عدم رضایت، کمتحملی، خشکی رفتار و گاهی استعاره از ابهت شدید (مانند شیر بیشه در لغتنامه دهخدا) است.
جمعبندی و توضیح کامل شخص عبوس
عبارت «شخص عبوس» به فردی اشاره دارد که به طور مداوم چهرهای درهمکشیده، اخمو و ترشرو دارد. واژه عبوس ریشهای عربی دارد و از صیغههای مبالغه است که معنای «بسیار ترشرو» را افاده میکند. در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، چنین فردی ممکن است با کنایههایی مانند گوشتتلخ یا آیینه دق نیز توصیف شود که نقطه مقابل افراد گشادهرو و متبسم قرار میگیرد.
این مفهوم علاوه بر کاربرد در زبان روزمره و ادبیات فارسی، جایگاه ویژهای در آیات قرآن کریم دارد؛ به طوری که نام یکی از سورهها (عبس) از همین ریشه گرفته شده و در آیاتی دیگر نیز برای تصویرسازیِ سختی روز قیامت یا حالات درونی انسانها به کار رفته است. در بازیها و جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت دقیقاً ساختاری ۷ حرفی دارد و شناخت مترادفهای آن نظیر دژم و کجخلق به حل جدول کمک میکند.