یعنی چه
عسیب در لغت به چند معنی آمده است: نخست، بن و ریشه دم حیوان یا محل رویش موی دم؛ دوم، شاخه پهن و بیبرگ درخت خرما؛ سوم، پشت پای انسان؛ و چهارم، نام کوهی معروف در بلاد نجد یا روم که در اشعار کهن عرب به آن اشاره شده است.
تلفظ
این واژه به صورت عَسِیب (Aseeb) تلفظ میشود که در آن حرف عین دارای فتحه، سین دارای کسره و حروف یاء و باء ساکن هستند.
در جدول
در مسابقات جدول، کلمه عسیب به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «شاخه درخت خرما» یا «استخوان دم حیوان» به کار میرود و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن مورد استفاده، در مباحث کالبدشناسی معادل Coccyx یا Tailbone است و در گیاهشناسی معادل Palm branch میباشد.
به عربی
واژه عسیب اصالتاً عربی است و در این زبان به معنای استخوان دمچه یا شاخههای تکیده و بدون برگ نخل کاربرد دارد.
به فارسی
در برگردان فارسی، این واژه در متون پزشکی کهن به معنای استخوان دنبالچه یا دمچه و در زبان عموم به شاخه صاف و رها شده از برگ خرما تعبیر میشود.
در قرآن
عین واژه «عسیب» در متن قرآن کریم نیامده است؛ اما شکل جمع آن یعنی «عُسُب» در تاریخ اسلام شهرت دارد؛ زیرا در زمان نزول وحی، شاخههای پهن و بیبرگ خرما (عسب) از ابزارهای اصلی کاتبان برای نوشتن آیات قرآن مجید بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل عسیب
واژه «عسیب» یک لغت اصیل عربی است که به فرهنگ لغات و متون کهن پزشکی و ادبی فارسی راه یافته است. این کلمه دو معنای محوری و کاملاً متمایز دارد؛ در یک سو به معنای بن و ریشه دم حیوان (یا همان استخوان دنبالچه) است و در سوی دیگر به شاخههای پهن، صاف و بیبرگ درخت خرما اطلاق میشود. همچنین در جغرافیا و ادبیات عرب، نام کوهی در بلاد نجد است که در ضربالمثلها کنایه از جاودانگی و ابدیت دارد.
اگرچه خود این واژه به صورت مفرد در متن قرآن مجید ذکر نشده، اما صورت جمع آن یعنی «عُسُب» در تاریخ نگارش قرآن جایگاه ویژهای دارد؛ چرا که در صدر اسلام، شاخههای خرما مکتوب اولیه آیات الهی بودهاند. این واژه ۴ حرفی در جدول کلمات متقاطع نیز کاربرد دارد.