یعنی چه
این واژه در اصل شکل پهلوی (پارسی میانه) کلمهٔ «تذرو» است که به نوعی پرندهٔ صحرایی زیبا و رنگارنگ شبیه به مرغ خانگی (قرقاول) تکلم میشده است. از سوی دیگر، در سیاق زبان عربی، «تدر» میتواند به عنوان صورت صرفی از افعالی مانند «دارَ» یا «دَرَّ» به معنی چرخیدن، تولید کردن و درآمد دادن به کار رود.
مترادف
با توجه به دوگانه بودن ریشه، در وجه فارسی با پرندگانی چون تذرو و قرقاول هممعنی است و در وجه عربی با افعالی نظیر تولید کردن و ایجاد کردن ترادف دارد.
متضاد
برای نام پرندگان و جانداران متضاد معنایی مستقیم وجود ندارد، اما در معنای فعلی و عربی آن (جریان داشتن و تولید کردن)، متضادهایی چون بازایستادن و متوقف شدن برای آن متصور است.
هم خانواده
در زبان فارسی واژهٔ «تذرو» شکل دگرگونشده و همخانوادهٔ اصلی آن است. در زبان عربی نیز با کلماتی که از ریشههای دور، درر و ادار مشتق میشوند، قرابت دارد.
ریشه
واژهٔ «تدر» (tadar) در اصل ریشه در زبان پهلوی دارد که در فارسی دری به «تذرو» تبدیل شده است. در کاربرد دوم نیز به عنوان یک ساختار صرفی، ریشه در زبان عربی دارد.
جمله سازی
تلفظ
این واژه به فتح حرف اول و دوم (تَ + دَ + ر) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، کلمهٔ «تدر» به عنوان پاسخ ۳ حرفی برای راهنمای «قرقاول یا تذرو» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور شکل کهن واژهٔ قرقاول باشد یا اصطلاح صرفی عربی به معنای بازدهی و تولید، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به فارسی
برگردان دقیق و امروزی این واژه در زبان فارسی مدرن، همان «تذرو» یا «قرقاول» است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک پارسی، این پرنده (تدر/تذرو) به دلیل رفتار، راه رفتن ویژه و پرهای زیبایش، همواره نماد معشوقِ خوشخرام، جلوهگری، آراستگی و زیبایی بینظیر بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل تدر
واژهٔ «تدر» یک کلمهٔ چندوجهی است که در بررسی آن باید به دو ریشهٔ کاملاً متفاوت توجه داشت. در وجه اول و اصیل فارسی، این کلمه شکلِ پهلوی و کهن واژهٔ «تذرو» است. در زبان پارسی میانه به پرندهٔ زیبایی که امروزه آن را با نام قرقاول یا خروس صحرایی میشناسیم، تدر میگفتند. این واژه با مرور زمان در فارسی دری به تذرو تبدیل شد و امروزه کاربرد مستقل آن در زبان عامیانه منسوخ شده است، اما به دلیل ساختار سه حرفیاش همچنان در جدولهای کلمات متقاطع مورد توجه قرار میگیرد.
در وجه دوم، این کلمه در متون لغوی و مذهبی ممکن است به عنوان یک صورت صرفی از افعال عربی (مشتق از ریشههای دَوَر یا دَرَّ) ظاهر شود که معنای چرخیدن، تولید کردن یا جریان یافتن سود و درآمد را متبادر میکند. در ادبیات کلاسیک ایران، وجه فارسی این واژه (تذرو) به علت زیبایی پرها و خرامیدن خاصش، مظهر و نماد معشوق زیبا، آراستگی و جلوهگری است.