یعنی چه
در اصطلاح فقهی، ادبی و طب قدیم، به شراب یا آب انگوری میگویند که آن را روی آتش میجوشاندند تا مقدار زیادی از آن (معمولاً دو سوم) تبخیر شود و یکسوم باقی بماند. به این ترکیب «مطبوخ» یا «طلا» نیز میگفتند. در ادبیات عرفانی، این اصطلاح کنایه از عشقِ به کمال رسیده، معرفتِ جاافتاده و تجربیات معنوی آزموده شده است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب وصفی به صورت «بادهٔ پخته» (bāde-ye poxte) است که از دو واژهٔ باده (اسم) و پخته (صفت) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف (۸ حرف) خودِ «باده پخته» است. معادلهای دیگر آن نظیر «شراب مطبوخ» یا «طلا» نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم از اصطلاحات Mulled wine یا Boiled wine استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، برای باده پخته از عبارات Pişmiş şarap یا Pişkin şarap استفاده میگردد.
به فارسی
مترادفهای فارسی و اصطلاحات هممعنی آن در زبان و ادبیات فارسی شامل «مِیِ پخته»، «شراب مطبوخ»، «طلا» (به معنی می پخته) و «مِیِ مُروَق» (شراب صافشده) است. متضاد آن نیز «باده خام» یا «نبید خام» نامیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل باده پخته
اصطلاح «باده پخته» در حقیقت به نوعی شراب یا عصارهٔ انگور اشاره دارد که بر روی آتش جوشانده شده تا بخش اعظمی از آب آن تبخیر شود و به غلظت برسد. در طب سنتی و فقه اسلامی، این ترکیب را «مطبوخ» یا «طلا» نیز مینامیدند و احکام فقهی مفصلی دربارهٔ حلال یا حرام بودن میزان تبخیر آن در مذاهب مختلف (مانند مذهب حنفی) وجود داشته است.
در قلمرو ادبیات فارسی و عرفان، شاعران بزرگ از این واژه به عنوان یک نماد و استعارهٔ پرمایه استفاده کردهاند. بادهٔ پخته در شعر عرفانی، تقابلی بنیادین با «بادهٔ خام» دارد و نشاندهندهٔ عشقی است که از کورهٔ سختیها عبور کرده، به کمال و پختگی رسیده و عقل و معرفت راستین را به ارمغان آورده است؛ همانطور که خواجوی کرمانی میفرماید: «دست گیرید و به دستم مِیِ گلفام دهید / بادهٔ پخته بدین سوختهٔ خام دهید».