یعنی چه
محدب به ویژگی یا شکلی اطلاق میشود که سطح آن رو به بیرون منحنی یا برآمدگی داشته باشد، مانند سطح بیرونی یک کاسه یا عدسی ذرهبین. این واژه در علوم هندسه، فیزیک نور و ریاضیات کاربرد فراوانی دارد و ساختارهایی را توصیف میکند که هیچ فرورفتگی به سمت داخل ندارند.
تلفظ
این واژه به صورت مُحَدَّب تلفظ میشود که حرف م دارای ضمه، ح دارای فتحه و د دارای تشدید و فتحه است.
در جدول
در کلمات متقاطع و طراحان جدول، واژه محدب معمولاً با راهنماهایی نظیر «کوژ»، «برآمده» یا «برجسته» به عنوان پاسخ چهار حرفی مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
معادل اصلی این واژه در زبان انگلیسی Convex است. در زبان عربی نیز به همین صورت مُحَدَّب به کار میرود و در ریاضیات زبان ترکی به آن Dışbükey میگویند.
به فارسی
واژه محدب ریشه عربی دارد (از ح د ب). معادل اصیل فارسی آن «کوژ» است. واژههای برآمده و برجسته مترادفهای آن هستند و متضاد آن در فارسی «کاو» یا «مقعر» (گود و فرورفته) است. همخانوادههای آن شامل تحدب، احدب و حدبه میشود.
نماد چیست
واژه محدب به خودی خود دارای نماد آیینی یا نشانهشناختی ثبتشدهای نیست. با این حال، در محیطهای علمی و هندسی معمولاً با استفاده از شکل کمان رو به بیرون یا چندضلعیهای بدون فرورفتگی به تصویر کشیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل محدب
واژه محدب یک اصطلاح ریشهدار عربی است که وارد زبان فارسی شده و معادل دقیق آن در زبان فارسی کلمه «کوژ» است. این مفهوم در مقابل «مقعر» یا «کاو» قرار میگیرد و به هر نوع حجم، سطح یا خطی اشاره دارد که انحنا و گرایش آن به سمت بیرون باشد. مثال بارز و ملموس آن در زندگی روزمره، سطح بیرونی یک قاشق یا عدسیهای ذرهبین است که نور را در یک نقطه متمرکز میکنند.
در حوزه علوم پایه مانند ریاضیات و فیزیک، اشکال و چندضلعیهای محدب به مجموعههایی اطلاق میشوند که اگر هر دو نقطه دلخواه درون آنها را به هم وصل کنیم، خط واصل کاملاً داخل شکل قرار بگیرد. ریشه این کلمه (ح د ب) حتی در متن قرآن کریم نیز به معنای تپه و زمین برآمده به کار رفته است که نشاندهنده اصالت معنایی آن در مفهوم بلندی و برجستگی است.