یعنی چه
حلقه معیوب به چرخه یا زنجیرهای از رویدادها گفته میشود که بازخورد منفی ایجاد میکنند. در این حالت، بروز یک مشکل اولیه منجر به پیدایش مشکلات جدید میشود و این مشکلات ثانویه به نوبه خود عامل اولیه را تشدید میکنند، به طوری که سیستم در یک بحران تکرارشونده و افزایشی گرفتار میشود.
تلفظ
این ترکیب در زبان فارسی به صورت «حَلقِهیِ مَعیوب» خوانده و تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف میتواند «حلقه معیوب» (۹ حرف)، «دور باطل» (۷ حرف) یا «چرخه خبیثه» باشد.
به انگلیسی
معادلهای دقیق این اصطلاح در زبانهای دیگر به چرخه یا دایره خبیث و باطل اشاره دارند.
به فارسی
در زبان فارسی اصطلاحات مترادفی چون «دور باطل»، «دایره معیوب»، «سیکل معیوب» و «چرخه خبیثه» برای توصیف این وضعیت به کار میروند. واژگان همخانواده حلقه شامل (حلقهها، حلقوی، محلق) و معیوب شامل (عیب، عیوب، معایب، تعییب) است. ریشه این ترکیب معاصر و نوعی گرتهبرداری از زبانهای اروپایی است؛ اگرچه کلمات «حلقه» و «معیوب» ریشه عربی دارند.
در قرآن
ترکیب عینی «حلقه معیوب» در قرآن وجود ندارد. با این حال، از نظر مفهومی میتوان مصداق آن را در آیاتی یافت که افزون شدن گمراهی بیماردلان را بر اثر اعمال خودشان توصیف میکند؛ مانند آیه ۱۰ سوره بقره: «فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا» (در دلهایشان بیماری است، پس خدا بر بیماریشان افزود).
نماد چیست
در تفکر سیستمی و نمودارهای علمی، نماد حلقه معیوب یک دایره متشکل از فلشهای متوالی همجهت است که به دور خود میچرخند. این ساختار معمولاً با یک علامت مثبت (+) یا منفی (-) همراه است که نشاندهنده بازخورد تشدیدکننده، تسلسل ناگوار و عدم امکان خروج طبیعی از بحران است.
جمعبندی و توضیح کامل حلقه معیوب
اصطلاح «حلقه معیوب» یا «دور باطل» برای توصیف ساختارها و وضعیتهایی به کار میرود که در آنها یک ناهنجاری یا مشکل اولیه، زنجیرهای از واکنشهای زنجیرهای را آغاز میکند که در نهایت به تشدید همان مشکل اولیه میانجامد. برای مثال، فقر مانع از تحصیلات مناسب میشود و عدم تحصیلات نیز به نوبه خود فقر را بازتولید و تشدید میکند. این مفهوم در تحلیلهای اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی کاربرد فراوانی دارد.
از نظر ساختاری، این عبارت حاصل گرتهبرداری از اصطلاحات غربی است و متضاد آن «چرخه مطلوب» یا «دایره فضیلت» (Virtuous cycle) نام دارد که در آن هر رویداد مثبت باعث بهبود رویداد بعدی میشود. برای رهایی از یک حلقه معیوب، معمولاً نیاز به یک مداخله خارجی یا تغییر ساختاری بنیادین در سیستم وجود دارد تا این تسلسل ناگوار شکسته شود.