معنی
اجحاف در لغت به معنای ستم کردن، روا داشتن بیانصافی، حیفومیل کردن و کار را بر کسی سخت و تنگ گرفتن است؛ به طوری که فراتر از توان او باشد.
یعنی چه
این واژه زمانی به کار میرود که در حق کسی بیعدالتی صورت گیرد، حقوق قانونی یا انسانی او پایمال شود یا هزینهای بیش از حدِ منصفانه (مانند گرانفروشی) بر او تحمیل گردد.
متضاد
واژههایی که مفهوم برابری، مروت و رعایت حق و حقوق دیگران را زنده میکنند، در تضاد مستقیم با مفهوم اجحاف قرار دارند.
ریشه
این کلمه مصدر باب افعال (إجحاف) از فعل «أجْحَفَ» است. در زبان عربی، این ریشه معنای ریشهکن کردن، آسیب شدید زدن و استیصال را در خود دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد جملات، میتوان از معادلهای فوق برای رساندن مفهوم اجحاف استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی، عبارت «أجحفَ بهِ» به معنای ضرر شدید رساندن و به استیصال کشاندن کسی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای سره و بومی این واژه در زبان فارسی شامل مفاهیمی چون بیداد، حقکشی، ستمگری و زیر پا گذاشتنِ داد و انصاف است.
جمعبندی و توضیح کامل اجحاف
واژهٔ «اجحاف» یکی از اصطلاحات پرکاربرد در ادبیات حقوقی، اجتماعی و روزمرهٔ فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. این واژه اساساً به هر نوع رفتار ناعادلانه، ستم، حقکشی و تحمیل تکالیف سنگین یا هزینههای گزافِ فراتر از حد توان بر فرد یا گروهی از جامعه اشاره میکند. وقتی در جامعه از اجحاف در حق کارگران یا گرانفروشی و اجحاف به مشتریان صحبت میشود، دقیقاً همین مفهوم بیانصافی مفرط مد نظر است.
از نظر ریشهشناختی، این کلمه در قرآن کریم به کار نرفته است، اما در متون دینی و تاریخی دیگر مانند نهجالبلاغه بارها به آن استناد شده تا حاکمان را از آسیب زدن به منافع عموم مردم برحذر دارد. در تصویرسازیهای مدرن، این مفهوم انتزاعی را معمولاً با نمادهایی چون ترازوی کج و نامیزان یا فشارهای سنگین بر طبقات ضعیف جامعه نمایش میدهند که نشاندهندهٔ خروج از دایرهٔ عدل و انصاف است.