یعنی چه
این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی به معنای لمس کردن فیزیکی به کار میرود و در ادبیات حماسی مانند شاهنامه، گاهی کنایه از دست به کار شدن و آغاز نمودن کاری است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب واژگانی به صورت «دَسْ پَسودَنْ» است که در آن واژهٔ پسودن از ریشهٔ پهلوی مشتق شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع با مفهوم لمس کردن یا دست مالیدن که ۸ حرفی باشد، عبارت «دست پسودن» پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
معادلهای فعلی زبان انگلیسی برای این واژه نشاندهندهٔ کنش فیزیکی برخورد دست با یک سطح هستند.
به عربی
در زبان عربی افعال و مصادری چون لمس و مس دقیقترین همپوشانی معنایی را با این واژهٔ کهن فارسی دارند.
به فارسی
مترادفهای اصیل و روان فارسی این واژه شامل بسودن، پساویدن و برماسیدن هستند که همگی بر حس لامسه دلالت میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل دست پسودن
واژهٔ کهن و ادبی «دست پسودن» از ترکیبهای اصیل زبان فارسی دری است که ریشه در پارسی میانه (پهلوی) دارد. این عبارت فیزیکیترین شکل ارتباط انسان با جهان اطراف یعنی استفاده از حس لامسه را توصیف میکند و در متون کهن به وفور یافت میشود.
در ادبیات حماسی و فاخر ایران، بهویژه در اشعار حکیم فردوسی، این واژه علاوه بر معنای ظاهریِ لمس کردن، در قالب کنایه برای آغاز کردن یک کار یا مهیا شدن برای نبرد نیز به کار رفته است که نشاندهندهٔ پویایی این زبان است.