معنی
مختص در زبان فارسی به ویژگی یا حالتی اشاره دارد که به طور کامل و انحصاری متعلق به یک فرد، شیء، مکان یا موضوع خاص باشد و دیگران در آن سهمی نداشته باشند.
یعنی چه
وقتی میگوییم چیزی مختصِ کسی است، یعنی آن امر یا ویژگی تنها به او تعلق دارد؛ به عبارت دیگر، دامنهٔ کاربرد یا مالکیت آن محدود و بسته به یک هدف یا شخص معین است.
مترادف
متضاد
هم خانواده
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [مُخْتَصّ] (mokh-tass) است که حرف خ ساکن و حرف ص دارای تشدید و فتحه میباشد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند ویژه، خاص یا مخصوص به عنوان راهنما آمده و پاسخ اصلی خود واژهٔ «مختص» با تعداد ۴ حرف است.
به انگلیسی
برای رساندن مفهوم انحصار و ویژهبودن در زبان انگلیسی، از واژههای فوق بر حسب نوع متن استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مختص
واژهٔ «مختص» یک صفت مفعولی مشتقشده از ریشهٔ عربی (خ-ص-ص) در باب افتعال است که وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در درجهٔ اول برای بیان مفاهیمی همچون انحصار، تمایز و تعلق داشتن یک ویژگی یا دارایی به یک مرجع مشخص به کار میرود. در متون قدیمی و ادبیات کهن فارسی، این کلمه گاهی به معنای فرد مقرب، دوست صمیمی یا مونس برگزیده نیز کاربرد داشته است.
از نظر کاربرد مذهبی و قرآنی، هرچند خودِ واژهٔ «مختص» به طور مستقیم در متن قرآن نیامده، اما شکل فعلی آن یعنی «یَخْتَصُّ» در آیاتی از سورههای بقره و آلعمران استفاده شده که به معنای اختصاص یافتن رحمت الهی به افراد برگزیده است. این امر نشاندهندهٔ بار معنایی عمیق واژه در تبیین مفاهیم گزینش و ممتاز بودن است.
در ساختار زبان امروز، مختص نقشی کلیدی در تفکیک دسترسیها، قوانین و فضاهای حقوقی یا اجتماعی دارد. زمانی که مرز میان یک امر عمومی و یک امر انحصاری تبیین میشود، این واژه دقیقترین گزینه برای رساندن مفهوم محدودیت کاربرد به نفع یک گروه یا موضوع خاص است.