یعنی چه
واژهٔ متربّد در لغت به کسی یا چیزی گفته میشود که رنگ و حالتش به دلیل خشم، اندوه یا تاریکی تغییر کرده باشد. این کلمه برای توصیف چهرهٔ درهمکشیده و اخمآلود انسان و همچنین آسمانِ پُر از ابرهای تیره و کدر به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت مُتَرَبِّد تلفظ میشود؛ مِم مضموم، تاء مفتوح، راء مفتوح، و باء مشدد و مکسور.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژهٔ متربد به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «خشمگین»، «ترشرو»، «عبوس» یا «آسمان تیره و ابری» کاربرد دارد و کلمهای ۵ حرفی است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه مفاهیمی چون گرفتگی چهره یا هوا، اخم کردن و بدخلقی را منتقل میکنند.
به فارسی
برابرهای فارسی و نزدیک به این واژه شامل عباراتی چون کژکوه، خشمآلود، دگرگونچهره، مکدر و غمگین است که تیره شدن ظاهر یا باطن را میرسانند.
نماد چیست
متربد در ادبیات و تصویرسازیهای زبانی، نماد و مظهرِ دگرگونی احوال از شادابی به تیرگی است؛ چه این تیرگی در سیمای انسان خشمگین باشد و چه در پهنهٔ آسمانِ طوفانی.
جمعبندی و توضیح کامل متربد
واژهٔ «مُتَرَبِّد» اسم فاعل از باب تفعل در زبان عربی (از ریشه ربد) است که به زبان فارسی راه یافته است. معنای اصلی آن به دگرگونی رنگ و حالت اشاره دارد؛ بهویژه زمانی که چهرهٔ فرد از شدت غضب یا اندوه سیاه و کدر میشود یا آسمان را ابرهای تیره فرا میگیرد. برای نمونه در تاریخ بیهقی آمده است: «طاهر چون متربّدی بازگشت»، که نشاندهندهٔ حالت خشمگین و چهرهٔ درهمکشیدهٔ اوست.
نکتهٔ حائز اهمیت در بررسی این واژه، تمایز آن از خطاهای رایج در برخی ابزارهای پردازش متن است که آن را به اشتباه به معنای «شاعر یا ترانهسرا» معنا میکنند. این اشتباه ناشی از خلط این کلمه با واژههایی نظیر «مترنم» یا «مطرب» است، در حالی که ریشه و معنای متربد کاملاً با عبوسی، خشم و تیرگی گره خورده است.