یعنی چه
در فقه اسلامی، به زمینها و سرزمینهایی گفته میشود که مسلمانان بدون درگیری نظامی و جنگ، بلکه از طریق بستن پیمان صلح با ساکنان بومی (اهل ذمه) مدیریت آن را به دست گرفتهاند. حکم مالکیت این اراضی تابع متن قرارداد است؛ گاهی زمین در مالکیت ساکنان باقی میماند و آنها جزیه یا خراج میپرداختند و گاهی به دولت اسلامی واگذار میشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب عبارتی به صورت «اَرضِ صُلح» (Arz-e Solh) است که از دو واژه عربی «أرض» و «صلح» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ این اصطلاح فقهی و تاریخی ۶ حرف دارد که همان «ارض صلح» است.
به انگلیسی
در متون حقوقی و فقهی انگلیسی برای ترجمه این اصطلاح از عبارتهایی نظیر Land of peace یا Reconciled territory استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح کاملاً ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ به صورت «أرض الصلح» نگاشته و شناخته میشود.
به فارسی
معادل روان و تحتاللفظی این عبارت در زبان فارسی، «سرزمین آشتی»، «زمین مصالحه» یا «اراضی صلحنامه» است که اشاره به واگذاری مسالمتآمیز دارد.
در قرآن
عین ترکیب «ارض صلح» در متن قرآن کریم ذکر نشده است؛ با این حال، ریشهها و اصول فقهی و حقوقی آن بر اساس آیاتی است که مسلمانان را به وفای به عهد و پذیرش صلح دعوت میکنند؛ مانند آیه ۱ سوره مائده («أَوْفُوا بِالْعُقُودِ») و آیه ۶۱ سوره انفال («وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا»).
جمعبندی و توضیح کامل ارض صلح
اصطلاح «ارض صلح» یک عنوان تخصصی در فقه نظامی, سیاسی و مالیاتی اسلام است که به جغرافیا و زمینهایی اشاره دارد که اهالی آن بدون رویارویی نظامی و جنگ، با آگاهی و از طریق دیپلماسی با حاکمیت اسلامی پیمان بستهاند. این مفهوم در تاریخ فتوحات اسلامی اهمیت بالایی داشته، چرا که برخلاف زمینهای فتحشده با زور، وضعیت حقوقی و مالکیت این اراضی کاملاً بر اساس مفاد صلحنامه تعیین میشده و اغلب حقوق بومیان محترم شمرده میشد.
در ساختار مالیاتی تاریخ اسلام، ارض صلح در مقابل «ارض عنوه» (زمینهای فتح شده با جنگ) قرار میگیرد. این اراضی نمادی از همزیستی مسالمتآمیز، دیپلماسی و احترام به تکثر مذهبی در حقوق اسلامی به شمار میروند، زیرا به ساکنان غیرمسلمان اجازه میداد تا با پرداخت مالیاتی عادلانه (مانند جزیه یا خراج) بر دین خود باقی مانده و امنیت و مالکیتشان تضمین شود.