یعنی چه
دلپردازی (یا دلپرداختن) یک ترکیب کنایی و زیبا در ادبیات فارسی است که به معنای پاک کردن و خالی کردن درون از بار غم، اندوه و افکار سنگین به کار میرود. این واژه به نوعی مفهوم تخلیه روانی و سبک شدن از طریق گفتوگو، گریه یا نوشتن را میرساند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [دِل پَردْ آ زی] است که از دو بخش «دل» و اسم مصدر «پردازی» (از فعل پرداختن در معنای کهنِ خالی کردن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه بر اساس تعداد حروف، خودِ «دل پردازی» با ۸ حرف است یا میتواند به صورت کنایهای با معادلهایی چون دردِدل یا حدیثنفس تطابق داشته باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحاتی که به تخلیه روانی و برداشتن بار سنگین احساسات از روی قلب اشاره دارند، استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح تفریغ القلب دقیقاً معنای ساختاری واژه (خالی کردن دل) را میدهد و بث الشجن به معنای آشکار کردن غصهها برای تسلی خاطر است.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل درددل کردن، واگویه، حدیث نفس و سبک کردن جان از سنگینی غصههاست که همگی به یک هدف اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل دل پردازی
واژهٔ «دلپردازی» یکی از ترکیبهای کنایی، ظریف و کمتکرار در زبان و ادبیات فارسی است که ریشه در متون کهن نظیر نفثةالمصدور شهابالدین زیدری نسوی و دیوان وحشی بافقی دارد. این کلمه از ترکیب «دل» و اسم مصدر فعل «پرداختن» ساخته شده است؛ چرا که در گذشته واژهٔ پرداختن به معنای خالی کردن و پاک کردن یک ظرف به کار میرفته و دلپردازی یعنی انسان ظرفِ دل خود را از رنج و اندوه روزگار کاملاً تهی و پاک کند.
این مفهوم نمادی از قلم، کاغذ یا حتی چاه است که به عنوان محرم اسرار انسان عمل میکنند تا فرد بتواند با واگویه کردن و شرحِحال نوشتن، به آرامش ذهنی و خودتسلیدهی برسد. اگرچه این واژه در قرآن نیامده، اما از نظر معنایی بسیار نزدیک به آیه ۸۶ سوره یوسف است که در آن حضرت یعقوب میفرماید شرح درد و اندوهم را تنها به خدا میگویم تا دلم سبک شود.