یعنی چه
واژه مصیب در اصل به معنی رساننده یا اصابتکننده به هدف است. در کاربرد زبانی به فردی گفته میشود که رفتار، گفتار یا اندیشهاش قرین مصلحت، درست و بر حق باشد و دچار خطا نشود.
مترادف
این کلمات نشاندهنده ابعاد مختلف معنایی مصیب در زمینههای درستی، دقت و امانتداری هستند.
متضاد
واژههایی که در نقطه مقابل صحت، صوابدید و درستکاری قرار میگیرند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه سه حرفی (ص و ب) در زبان عربی اشتقاق یافتهاند.
ریشه
مصیب اسم فاعل از فعل «أصابَ» است. مفهوم اصلی این ریشه در زبان عربی، رسیدن، برخورد کردن با هدف و به دست آوردن حقیقت است.
جمله سازی
تلفظ
این واژه با ضمه روی حرف میم (مُ) و سکون یا کشیدگی در حروف بعدی خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه مصیب به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «درستکار» یا «به هدف زننده» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و معنای مدنظر (دقت اصابت یا صحت اخلاقی و فکری) میتوان از این معادلها استفاده کرد.
به فارسی
نزدیکترین برگردانهای سره و خالص فارسی برای این واژه، کلماتی هستند که مفهوم اصابت به هدف یا رفتار بر پایه راستی را میرسانند.
نماد چیست
این واژه در ادبیات و فرهنگ عامه نماد اسطورهای خاصی ندارد، اما در پهنه اخلاق و معرفت، به عنوان نماد تقابل با خطا، انحراف و کجروی شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مصیب
واژه «مُصیب» یک صفت و اسم فاعل عربی از ریشه «ص و ب» است که به معنای اصابتکننده به هدف، درستکار و راستگو به کار میرود. این کلمه در زبان فارسی توصیفکننده فرد یا رأیی است که به دور از خطا و اشتباه، دقیقاً به حقیقت و صواب دست یافته است.
نکته حائز اهمیت در بررسی این واژه، تمایز ریشهای و معنایی آن با کلمه «مصیبت» در عرف زبان فارسی است؛ اگرچه هر دو از یک ماده اشتقاق یافتهاند (به معنی آنچه به انسان میرسد)، اما مصیب بار معنایی مثبتی چون درستی و دقت را حمل میکند، در حالی که مصیبت عموماً برای بلا و سختی به کار میرود.
در متون دینی و قرآنی نیز اگرچه خود واژه مصیب به صورت مستقیم رواج اندکی دارد، اما افعال و مشتقات همخانواده آن بارها برای توصیف رویدادها، اصابت حق و مقدرات انسانی مورد استفاده قرار گرفتهاند.