معنی
واژه سحرآمیز در لغت به معنای آمیخته با سحر و جادو است. در مفهوم عامیانه و ادبی، به هر امر غیرعادی، فوقالعاده زیبا، دلاویز و اسرارآمیزی گفته میشود که فراتر از واقعیتهای معمولی و عینی به نظر میرسد؛ مانند یک موسیقی سحرآمیز یا طبیعتی سحرآمیز.
یعنی چه
وقتی چیزی را سحرآمیز توصیف میکنیم، یعنی آن پدیده چنان کشش، جذابیت و نیروی پنهانی دارد که گویی بیننده یا شنونده را مسحور و دگرگون میکند. این کلمه صفت مرکب فاعلی مرخم در زبان فارسی است.
مترادف
این کلمات همگی بار معنایی شگفتی، زیبایی خیرهکننده و فراتر از واقعیت بودن را به دوش میکشند.
متضاد
واژههایی که بر امور ملموس، روزمره، منطقی و فاقد هرگونه ابهام یا شگفتی دلالت دارند.
هم خانواده
این کلمات از ریشه عربی «سحر» (به معنی جادو و افسون) یا بن مضارع فارسی «آمیز» (از مصدر آمیختن) مشتق شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون جادویی یا سحرآمیز به عنوان صفت برای امور آمیخته به افسون استفاده میشوند.
به انگلیسی
واژه magical رایجترین معادل برای جنبه جادویی آن است، در حالی که enchanting بیشتر به جنبه دلربایی و فریبندگی ادبی آن اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل سحرآمیز
واژه سحرآمیز یک صفت مرکب زیبای فارسی است که از ترکیب واژه عربی «سِحر» (به معنی جادو و افسون) و بن مضارع فارسی «آمیز» (از مصدر آمیختن) ساخته شده است. این کلمه در اصل به معنای چیزی است که با جادو مخلوط شده یا ماهیتی اسرارآمیز دارد، اما در ادبیات و کاربرد روزمره بیشتر به پدیدههایی با زیبایی فراتر از حد مادی، موسیقیهای دلنشین، چشمهای نافذ معشوق و طبیعت خیالانگیز اطلاق میشود.
در فرهنگ عامه و نمادشناسی، سحرآمیز بودن تداعیکننده دگرگونیهای ناگهانی، نیروهای پنهان و اشیای افسانهای مانند چراغ جادو یا چوبدستی ساحران است. اگرچه خود این ترکیب واژهای معاصر و ادبی است و در متن قرآن نیامده، اما ریشه عربی آن یعنی سحر بیش از ۶۰ بار در آیات مختلف قرآن برای اشاره به ماجراهای تاریخی نظیر معجزه حضرت موسی (ع) یا داستان هاروت و ماروت به کار رفته است.