یعنی چه
عزادار به فردی گفته میشود که به مناسبت فوت یکی از نزدیکان، عزیزان یا شخصیتهای بزرگ، در حالت حزن، مصیبتزدگی و سوگواری به سر میبرد و تکالیف یا رسوم سنتی مربوط به سوگ را بهجا میآورد.
در جدول
در حل جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «عزادار» یک پاسخ ۶ حرفی است که معمولاً در جواب راهنماهایی همچون سوگوار، ماتمزده، داغدار، مصیبتدیده یا پرسهنشین میآید.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به فرد عزادار یا حالت سوگواری از واژهٔ Mourner (اسم فاعل برای شخص) یا عبارت در حال عزا (In mourning) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی متناسب با نوع سوگواری و حالت شخص، از واژههایی نظیر معزّى یا تعابیری مانند «إنسان في حالة الحداد» (فرد در وضعیت سوگ) استفاده میکنند.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژهٔ Yas به معنی عزا و سوگ است؛ بنابراین فرد عزادار را Yaslı (دارای عزا) یا Matemli (ماتمزده) مینامند.
به فارسی
برابرهای پارسی و کلمات هممعنی این واژه در زبان فارسی شامل سوگوار، داغدار، ماتمزده، مصیبتدیده، صاحبعزا و سوگمند است. تضاد معنایی آن نیز با واژههایی چون شاد، مسرور، خوشحال و شادمان شکل میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل عزادار
واژهٔ «عزادار» یک صفت فاعلی مرکب با ریشهٔ ترکیبی عربی–فارسی است. بخش نخست آن از کلمهٔ عربی «عَزاء» (به معنی صبر و شکیبایی در مصیبت یا همان سوگ) گرفته شده و بخش دوم آن پسوند فاعلیِ فارسی «ـدار» (از مصدر داشتن) است که در مجموع مفهوم «صاحبِ سوگ» یا فرد ماتمزده را میسازد. از نظر ساختاری، این کلمه دقیقاً از ۶ حرف تشکیل شده است و در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین به عنوان همنشین کلماتی مثل سوگوار و داغدار شناخته میشود.
اگرچه خودِ کلمهٔ «عزادار» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم بنیادین همسو با آن مانند حزن، مصیبت، صبر و سوگواری (نظیر گریه و اندوه شدید حضرت یعقوب در فراق یوسف) به کرات در آیات الهی مطرح شدهاند. در فرهنگ ایرانی و اسلامی، شخص عزادار با نمادهای عینی مشخصی همچون پوشیدن لباس تیره و مشکی، نصب پارچههای سیاه بر سردر منازل و شرکت در مجالس ختم و روضه شناخته میشود که همگی نشاندهندهٔ احترام به فقدان عزیز از دست رفته و ابراز همدردی با بازماندگان است.