معنی
رند در لغتنامههای کهن به معنی فردی بیباک، لاابالی و پایبند نبودن به آداب و رسوم اجتماعی بوده است؛ اما در تطور زبانی و ادبی، به شخص زیرک، باهوش و باذکاوت اطلاق میشود.
یعنی چه
در اصطلاح عامیانه به فردی رند میگویند که با زیرکی و هوشیاری به نفع خود عمل میکند. در ادبیات عرفانی، رند یعنی کسی که ظاهر خود را خراباتی و آلوده به عیب نشان میدهد تا از شهرت و ریا دور بماند، اما باطنی مخلص و خداشناس دارد.
مترادف
این واژه در معنای لغوی با کلماتی چون عیار، لاابالی و قلاش همپوشانی دارد و در معنای عرفانی و مثبت، مترادف عارف، وارسته و هوشیار است.
ریشه
ریشه زبانشناختی و تاریخی دقیق واژه رند نامشخص و مورد اختلاف است. با این حال، برخی ادبا آن را با فعل «رندیدن» (به معنی تراشیدن و صاف کردن) مرتبط میدانند، به این معنا که رند درون خود را از تعلقات دنیوی تراشیده و پاک کرده است.
تلفظ
این واژه به کسر اول (رِ) و سکون نون و دال (رِند / rend) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ معمول و دقیق در جدول برای کلمه ۳ حرفی با معنای زیرک یا عارف بیقید، خودِ واژه «رند» است.
به انگلیسی
به دلیل بار فرهنگی و عرفانی عمیق این واژه در فارسی، معادل دقیقی در انگلیسی ندارد؛ اما بر حسب بافت متن از کلمات فوق استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل رند
واژه «رند» یکی از پرطنینترین و عمیقترین اصطلاحات در زبان فارسی است که سیر تحول معنایی شگفتی را طی کرده است. این کلمه در ابتدا و در لغتنامههای کهن معنایی منفی داشت و به افراد لاابالی، بیباک و منکر آداب اجتماعی اطلاق میشد. اما با ظهور شعر عرفانی، بهویژه در آثار سنایی، عطار و در نهایت در اوج شاهکار حافظ، دگرگونی معنایی یافت و به والاترین درجه کمال انسانی بدل شد.
رند در ادبیات فارسی نماد وارستگی، آگاهی پنهان و ستیز همیشگی با تزویر و ریاکاری است. او کسی است که آگاهانه ملامت و بدنامی ظاهری را به جان میخرد تا اصالت و عشق حقیقی درونش را از گزند چشمهای ظاهربین و صوفیان ریاکار مصون نگه دارد. امروزه در زبان عامیانه نیز این کلمه صبغه زیرکی، هوشمندی و ذکاوت در رفتار را با خود به همراه دارد.