یعنی چه
آدم گرسنه به کسی گفته میشود که شکمش تهی بوده و نیاز مبرم به طعام دارد. در متون کهن و ادبیات فارسی، این تعبیر علاوه بر معنای حقیقی، به صورت کنایی برای اشاره به انسانهای محروم، حریص یا کسانی که از روی ناچاری و احتیاج دست به هر کاری میزنند نیز به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «آدَم» (با فتح دال) و «گُرْسْنِه» (با ضم گاف و سکون ر و س) تشکیل شده است که در گویش عامیانه به صورت «آدم گشنه» نیز تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ اصلی و دقیق برای این نشانه در جدول کلمات متقاطع «آدم گرسنه» است که دقیقاً از ۸ حرف تشکیل میشود. از دیگر پاسخهای احتمالی و کوتاهتر میتوان به جائع یا گشنه اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم آدم گرسنه معمولاً از ترکیب Hungry person استفاده میشود؛ در صورت شدت گرسنگی و ضعف مفرط، واژه Starving person به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به فرد گرسنه از واژه «جائع» استفاده میشود که بسته به جنسیت به صورت رَجُل جائع یا امرَأة جائعة ترکیب میگردد. همچنین واژگانی نظیر سغبان و علهان نیز در مرتبههای خاصی از گرسنگی کاربرد دارند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، واژه «Aç» به معنای گرسنه است و ترکیبهای Aç insan یا Aç kişi به طور دقیق معادل مفهوم آدم گرسنه هستند.
در قرآن
عین ترکیب «آدم گرسنه» در قرآن نیامده، اما مفهوم آن در قالب واژههایی چون «جُوع» (گرسنگی) و «مَسغَبَة» (قحطی) مطرح شده است. به عنوان نمونه در آیه ۱۱۸ سوره طه خطاب به حضرت آدم (ع) آمده: «إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ» (در بهشت برای توست که نه گرسنه شوی و نه برهنه مانی). همچنین در آیه ۱۴ سوره بلد به فضیلت اطعام در روز گرسنگی و قحطی («فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ») تاکید شده است.
جمعبندی و توضیح کامل آدم گرسنه
ترکیب «آدم گرسنه» یک ترکیب صفت و موصوفی است که از واژهای سامی/عبری (آدم) و واژهای اصیل و پهلوی (گرسنه از ریشه گورسگ) ساخته شده است. این عبارت در گام نخست به فردی اشاره دارد که به دلیل تهی بودن شکم، نیاز مبرم و حیاتی به طعام دارد؛ اما در لایههای عمیقتر ادبی و اجتماعی، به عنوان کنایهای از محرومیت، حرص و ناچاری مفرط به کار میرود.
در فرهنگ عامه و ادبیات فاخر فارسی، آدم گرسنه نمادی از زوال صبر و مصلحتاندیشی است. ضربالمثلهای پرکاربردی همچون «آدم گرسنه دین و ایمان ندارد» یا «آدم گرسنه خواب نان میبیند» به خوبی نشان میدهند که چگونه نیازهای اولیه بیولوژیک میتوانند بر تمرکز ذهنی، رفتارها و حتی باورهای انسان سایه اندازند و او را به واکنشهای ناگزیر وادار کنند.