یعنی چه
این واژه در واقع یک ترکیب عربی (حرف جر «بِـ» + اسم «عِزَّة» + ضمیر «ه») است که در ادبیات دینی و متون فارسی به معنای سوگند یاد کردن یا تمسک جستن به بزرگی، توانایی و نفوذناپذیری خداوند یا یک شخصیت والا مرتبه استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ دقیق علمی این ترکیب در زبان عربی و متون مذهبی «بِعِزَّتِهِ» (Bi-Izzatihi) است. در کاربردهای نوشتاری فارسی یا حل جدول، گاهی به صورت فشرده یا بر اساس رسمالخطهای خاص به شکل «بعزه» ثبت و خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه دقیقاً به عنوان یک پاسخ ۴ حرفی برای راهنمای «به عزت او» یا «به شکوه او» کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این ترکیب عباراتی هستند که مفهوم سوگند، استناد یا تمسک به قدرت، جلال و شرافت الهی را در متون ترجمهشده منتقل میکنند.
به فارسی
معادلهای روان و اصیل این واژه در زبان فارسی شامل بهبزرگی، بهشکوه، بهارجمندی، بهتوانایی و بهجلال هستند. ریشه اصلی آن از ثلاثی مجرد «ع ز ز» به معنی محکم شدن و شکستناپذیر شدن است و متضاد آن در متنهای عربی «بذلّته» (به خواری او) میشود.
در قرآن
این ترکیب با ضمیرهای مختلف در قرآن کریم ذکر شده است. شاخصترین کاربرد آن مربوط به آیه ۸۲ سوره ص است که در آن ابلیس به عزت خداوند سوگند یاد میکند: «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» (گفت: پس به عزت تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد). همچنین کلمه «العزة» به تنهایی بارها برای بیان قدرت مطلق الهی آمده است.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و سامی، عزت نماد نفوذناپذیری و سلطه جاودانه است. ریشه لغوی این کلمه به زمین سفت و سختی اشاره دارد که کلنگ در آن اثر نمیکند (أرض عزاز)؛ بنابراین این واژه نماد روحیهای استواری است که هرگز تسلیم خواری، شکست یا نفوذ دشمن نمیشود.
جمعبندی و توضیح کامل بعزه
واژه «بعزه» یا به صورت دقیقتر «بِعِزَّتِهِ»، یک ترکیب واژگانی عربی وامگرفته شده در ادبیات فارسی است که از حرف جر، اسم عزت و ضمیر متصل تشکیل میشود. این عبارت مکرراً در ادعیه، متون مذهبی و اشعار کلاسیک برای اشاره به شکوه، بزرگی و توانایی لایزال الهی یا سوگند به جلال او به کار میرود.
ریشه لغوی این کلمه به معنای نفوذناپذیری و استحکام است و در فرهنگ قرآنی، یادآور قدرت مطلقی است که هیچگونه شکست یا خواری به آن راه ندارد. استفاده از این عبارت در ادبیات به نوعی پناه بردن به دژ مستحکم الهی و استمداد از چیرگی مطلق او بر امور اشاره دارد.