یعنی چه
«استعمرکم» یک فعل ماضی از باب استفعال در زبان عربی است که از ریشه «ع م ر» گرفته شده و به معنای «از شما خواست که آباد کنید»، «شما را به آبادانی مأمور کرد» یا «شما را در جایی ساکن کرد و به شما عمر داد» میباشد. این کلمه در متون ادبی، دینی و حقوقی کاربرد دارد و بر مسئولیت انسان در قبال سازندگی تأکید میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «اِستَعمَرَکُم» (Es-tam-a-ra-kum) است که شامل فعل «استعمر» و ضمیر متصل مفعولی «کُم» (شما را) میباشد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «از شما خواست که آباد کنید» یا عبارات قرآنی مرتبط، واژه ۸ حرفی «استعمرکم» قرار میگیرد.
به انگلیسی
در ترجمه انگلیسی این واژه، بسته به بستر متن، از عباراتی که مفهوم مأمور کردن به آبادانی یا بخشیدن حق سکونت و کشت و کار را میرسانند، استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این فعل عبارتند از: «شما را به کار آبادانی گماشت»، «از شما خواست که زمین را آباد سازید» و «شما را در زمین مسکن داد».
نماد چیست
این کلمه به عنوان یک ساختار فعلی، نماد بصری یا سمبلیک خاصی در فرهنگها ندارد؛ اما از نظر مفهومی در متون اسلامی، نماد و مظهر وظیفه، مسئولیت الهی و رسالت انسان برای آبادگری، توسعه و حفظ محیط زیست روی زمین به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل استعمرکم
واژه «استعمرکم» یک فعل ساختاریافته عربی از ریشه «عمر» است که به طور دقیق یکبار در قرآن کریم (آیه ۶۱ سوره هود) به کار رفته است. در این بستر، خداوند اشاره میکند که انسان را از زمین آفریده و وظیفه عمران، توسعه و آبادانی زمین را به او واگذار کرده است. اگرچه واژه همخانواده آن یعنی «استعمار» در ادبیات سیاسی امروز معنایی منفی (اشغال و غارت) پیدا کرده، اما ریشه لغوی و معنای اصیل این واژه کاملاً مثبت و به معنای طلب خیر، سازندگی و آبادانی است.
این کلمه از اجزای «استعمر» (طلب آبادانی کرد) و ضمیر «کم» (شما) تشکیل شده و معادل مأموریت انسان برای سکونت و بهرهوری درست از مواهب زمین است. در متون ادبی و حقوقی فارسی نیز هرگاه سخن از رسالت بشر در مواجهه با طبیعت و سازندگی به میان میآید، به این مفهوم استناد میشود.