یعنی چه
این واژه در متون کهن و فرهنگهای لغت به آبِ شکم یا فضلهٔ رقیق انسان و حیوان اشاره دارد. امروزه در زبان معیار کاربرد رسمی ندارد و بیشتر در اصطلاحات عامیانه یا گویشهای محلی شنیده میشود.
مترادف
با توجه به دو کاربرد واژه، در معنای اول با بیماریهای گوارشی و در معنای دوم با مصدر ریختن هممعنی است.
متضاد
در معنای پزشکی و بدنی، متضاد آن حالت خشکی شکم است و در معنای مصدر مرخم، متضاد آن جمع کردن و نظافت است.
ریشه
این واژه از نظر زبانشناسی صورت دگرگونشده، عامیانه یا اسمی از جریان یافتن و ریزش مایعات است. اگرچه در برخی منابع قدیمی به ریشههای توصیفی دیگر نیز اشاره شده، اما پیوند آن با مصدر ریختن در واژهگزینی ایرانی استوارتر است.
جمله سازی
تلفظ
این واژه با کسر حرف اول (ر) و سکون حرف دوم (ی) و سوم (خ) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح به دنبال یک واژه سه حرفی کهن به معنی اسهال یا آبشکم باشد، پاسخ دقیق آن «ریخ» است.
به انگلیسی
معادلهای دقیق انگلیسی این واژه در بستر اصطلاحات پزشکی و آناتومی به کار میروند.
به ترکی
در زبان ترکی آذربایجانی و استانبولی از این واژهها برای رساندن مفهوم شکمروش استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق و محترمانهٔ این واژه در زبان فارسی معیار مدرن، اصطلاح «شکمروش» یا همان واژهٔ دخیل «اسهال» است.
نماد چیست
این واژه بار نمادین یا اسطورهای مثبتی در ادبیات ندارد؛ بلکه در متون قدیم کنایه از ناتوانی بدنی بوده و در ادبیات عامیانه امروز (مانند ترکیب ریخ زدن) مجازاً به معنای ترسیدن شدید و زهرترک شدن به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ریخ
واژهٔ «ریخ» از جمله کلمات کهن و عامیانه در زبان فارسی است که در دو بستر معنایی کاملاً متفاوت بررسی میشود. در معنای نخست و رایجتر در فرهنگهای لغت قدیمی، این واژه به مفهوم پزشکی اسهال، شکمروش یا دفع مدفوع رقیق اشاره دارد که امروزه در زبان معیار و رسمی کاربردی ندارد و جای خود را به واژگان محترمانهتر داده است.
در وجه تسمیه و کاربرد دوم، این کلمه دگرگونشده یا مصدر مرخم از واژهٔ «ریختن» است. این جنبه از واژه هنوز در برخی گویشهای محلی ایران مانند اصفهانی یا لری به صورت ترکیبی زنده است؛ برای نمونه عبارت عامیانهٔ «ریخ و پاش» که صورتی دیگر از «ریختوپاش» به معنی اسراف و خرج کردن بیرویه است از همین ریشه میآید.
در مجموع، این واژه سه حرفی ارزش دانشنامهای و حل جدولی دارد و در ادبیات عامیانه گاهی به عنوان کنایهای از ترس شدید (به صورت فعل ترکیبی) یا ناتوانی مفرط جسمانی استفاده میشده است، اما در متون نوین جایگاهی ندارد.