یعنی چه
این اصطلاح یک مصدر مرکب و کنایی در زبان فارسی کلاسیک است که به عمل قضاء حاجت و دفع ادرار اشاره دارد. واژه «تاختن» در این ترکیب از ریشه اوستایی به معنی روان شدن و جریان داشتن میآید که در ترکیب با آب، معنای کنایی جاری کردن مایعات بدن را به خود گرفته است.
تلفظ
این عبارت از دو واژه «آب» (با مصوت بلند) و «تاختن» (به سکون خاء و تاء) تشکیل شده است و به صورت سرهم تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه با توجه به تعداد حروف، خود واژه «آب تاختن» یا مترادفهای قدیمی آن مانند «میختن» و «میزیدن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این فعل در حالت رسمی و پزشکی از واژگان فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، ریشه «بول» برای اشاره به این مفهوم و عمل قضاء حاجت به کار میرود.
نماد چیست
این عبارت صرفاً یک اصطلاح زبانی و کنایه کارکردی است و در اسطورهشناسی یا نمادگرایی ایرانی، به عنوان نماد یا مظهر مفهوم مجردی شناخته نمیشود. با این حال، در ادبیات (مانند شعر رودکی) گاهی کنایه از ترس شدید و از دست رفتن کنترل اختیاری بدن است.
جمعبندی و توضیح کامل آب تاختن
واژه «آب تاختن» یکی از اصطلاحات اصیل، کهن و کنایی زبان فارسی است که در متون ادبی گذشته برای بیان محترمانه یا کنایی عمل ادرار کردن و دفع پیشاب به کار میرفته است. ریشه جزء دوم این ترکیب یعنی «تاختن»، به زبان پارسی میانه و اوستایی بازمیگردد که در اصل به معنای جریان داشتن، دویدن و روان شدن بوده است. بنابراین، ترکیب آن با آب عملاً به معنای جاری ساختن آب بدن است.
این اصطلاح در اشعار کلاسیک فارسی نیز به چشم میخورد؛ برای نمونه، رودکی در شعری برای توصیف شدت ابهت و ترس جنونآمیزی که در دل دشمنان ایجاد شده، سروده است که حتی شیر نر نیز از هیبت او «آب تاخت». امروزه این واژه در گفتگوهای روزمره کاربرد زیادی ندارد، اما در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین به عنوان یک مدخل اصیل ثبت شده و در بازیهای زبانی و جدولهای کلمات متقاطع کاربرد دارد.