یعنی چه
این اصطلاح در ادبیات فارسی یک تعبیر کنایی است و به معنای در هم شکستن صف آرایی نظامی دشمن، غلبه بر سپاه مقابل و دست یافتن به فتح و پیروزی قاطع در نبرد است.
تلفظ
واژه مصاف با فتح میم و صاد مشدد (مَصَفّ) در اصل عربی است اما در فارسی با الف کشیده و بدون تشدید (مَصَاف) تلفظ میشود؛ شکستن نیز با کسر شین تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند صف شکستن، پیروز شدن یا مغلوب کردن لشکر به عنوان راهنما آمده و پاسخ اصلی آن مصاف شکستن است.
به انگلیسی
عبارات فوق در زبان انگلیسی به بهترین شکل مفهوم کنایی غلبه بر صفوف نظامی و پیروزی در نبرد را منتقل میکنند.
به عربی
ترکیبهای فوق در زبان عربی دقیقاً معنای فروریختن آرایش نظامی سپاه دشمن و پیروزی نهایی را افاده میکنند.
به فارسی
معادلها و واژگان جایگزین فارسی این اصطلاح شامل صفشکنی، چیره شدن بر سپاه بیگانه، شکست دادن ارتش مقابل و فتح کردن میدان کارزار است.
جمعبندی و توضیح کامل مصاف شکستن
اصطلاح «مصاف شکستن» یک ترکیب فعلی کنایی و کهن در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «مَصَافّ» (به معنی محل صفآرایی و میدان جنگ) با فعل فارسی «شکستن» پدید آمده است. این عبارت در ادبیات حماسی و متون کهن به عنوان نمادی از شجاعت بیباکانه، قدرت جنگاوری بالا و غلبه قاطع بر دشمن به کار میرفته است و نشاندهنده ابهت پر هیبت مبارزی است که میتواند خطوط دفاعی لشکر مقابل را از هم بپاشد.
شاهد عینی و معتبر کاربرد این اصطلاح را میتوان در کتاب ارزشمند کلیله و دمنه (تصحیح مجتبی مینوی) مشاهده کرد؛ آنجا که مینویسد: «اگر پادشاهی با شجاعتِ ده مصاف بشکند، چون از حِلم بیبهره بود به يک عربده همه را باطل گرداند.» این متن به خوبی جایگاه حماسی و اخلاقی واژه را در ادبیات کلاسیک ما آشکار میسازد.