یعنی چه
برامکه جمعِ تکسیر (مکسر) واژه «برمکی» یا «برمک» است. این واژه به خاندان بزرگ، اصیل و قدرتمند ایرانی اهل بلخ به نام «برمکیان» یا «آل برمک» اشاره دارد که در دوره اول خلافت عباسی (بهویژه در زمان هارونالرشید) به اوج قدرت سیاسی، وزارت و نفوذ فرهنگی رسیدند.
در جدول
پاسخ متداول برای این کلمه در جدولها «برامکه» است که دقیقاً ۶ حرف دارد. بسته به طراح جدول، ممکن است از معادلهای دیگر آن نیز استفاده شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این خاندان تاریخی از واژه Barmakids استفاده میشود. در متون قدیمیتر ادبی نیز واژه Barmecides کاربرد داشته است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به خاندان برمکیان از معادل Bermekiler استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و نامهای دیگر این واژه عبارتند از: برمکیان، آل برمک و بنو برمک. ریشه اصلی واژه «برمک» از زبان سانسکریت و کلمه «پَرَه مَکَه» (Paramaka) به معنای رئیس یا پیشوا گرفته شده که عنوان کاهنان بزرگ معبد بودایی نوبهار در بلخ بوده است.
نماد چیست
در ادبیات و تاریخ جهان (مانند حکایتهای هزار و یک شب)، برامکه و بهویژه جعفر برمکی نماد جود، کرم، بخشندگی فراوان و تدبیر در امور مملکتداری هستند. از سوی دیگر، فرجام کار و سقوط ناگهانی آنها (معروف به نکبت برامکه) نماد بارز بیوفایی روزگار، زوال عظمت و ناپایداری قدرت دنیوی است.
جمعبندی و توضیح کامل برامکه
واژه برامکه در اصل جمع مکسر کلمه برمکی است و به یکی از تاثیرگذارترین خاندانهای ایرانی در تاریخ اسلام یعنی برمکیان اشاره دارد. این خاندان که ریشه در بلخ داشتند و نیای بزرگ آنها کاهن معبد بودایی نوبهار بود، در دوران خلافت عباسی به ویژه خلافت هارونالرشید زمام امور اداره کشور را به دست گرفتند و منشأ خدمات بزرگ فرهنگی و دیوانی شدند.
شهرت برامکه در تاریخ به خاطر بخشندگی بیاندازه، دانشپروری و کفایت آنان در اداره امور است. با این حال، سرنوشت تیره و سقوط ناگهانی آنان توسط هارونالرشید که در تاریخ به «نکبت برامکه» شهرت دارد، این نام را در ادبیات فارسی و عربی به نمادی از بیوفایی دنیا و زوال زودهنگام قدرت و شکوه تبدیل کرده است.