معنی
این واژه در فرهنگهای عامیانه و لغتنامهها عمدتاً به معنای فرد کثیف، پلید و شلخته است که ظاهر یا لباس خود را چرک نگه میدارد. در معنای قدیمی و اصیل لغوی نیز به معنای «کعب» یا «قاب» (استخوان مچ پای گوسفند در بازی) است که با واژه بجول هممعنی است.
یعنی چه
در اصطلاحات عامیانه امروزی، پچول به کسی گفته میشود که نظافت را رعایت نمیکند یا رفتاری شلخته دارد. همچنین در برخی گویشها مانند گنابادی به آدم بیعرضه یا ضعیف و گاهی به شوخی به افراد بیدستوپا اطلاق میشود.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
ریشه دقیق باستانی یا کلاسیک آن در فارسی معیار مشخص نیست و بیشتر یک واژه اصطلاحی (Slang) است که در گویشهای مختلف ایران مانند یزدی و تهرانی قدیم رواج داشته است. تشابه آن با گیاه پچولی (patchouli) کاملاً اتفاقی و نادرست است.
جمله سازی
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل پچول
واژه «پچول» یکی از کلمات اصیل در فرهنگ عامیانه و گویشهای مختلف زبان فارسی است که دو کاربرد متمایز دارد. کاربرد نخست و رایجتر آن به عنوان صفت برای توصیف افراد کثیف، شلخته، نامرتب و کسانی است که به ظاهر و نظافت خود اهمیت نمیدهند. این کلمه بار معنایی منفی و گاهی توهینآمیز دارد و در برخی مناطق برای اشاره به افراد بیعرضه یا بیدستوپا نیز استفاده میشود.
کاربرد دوم و قدیمیتر این واژه جنبه اسمی دارد و به معنی «بجول»، «کعب» یا همان استخوان مچ پای گوسفند است که در گذشته در بازیهای برد و باخت کاربرد داشته است. این واژه کاملاً عامیانه بوده و در متون رسمی یا قرآن کریم جایگاهی ندارد و ریشه دقیق باستانی آن نیز پنهان مانده است.