یعنی چه
گلابآلود به معنای هر چیزی است که به گلاب آغشته، نمناک یا معطر شده باشد. در ادبیات فارسی این صفت مرکب زیباییشناختی دارد و مجازاً برای توصیف چهرهٔ عرقکرده از روی شرم یا لبهای سرخ و خوشبوی معشوق به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [گُلابْآلود] است که از ترکیب دو واژهٔ «گلاب» و «آلود» (از مصدر آلودن به معنی آغشته کردن) ساخته شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، واژهٔ «گلاب آلود» دقیقاً ۸ حرف دارد. از معادلهای دیگر آن میتوان به عطرآگین یا گلابامیز اشاره کرد.
به انگلیسی
برای انتقال حس معطر بودن یا آغشته بودن به گلاب در زبان انگلیسی از این ترکیبات استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، اصطلاح مضمخ برای چیزهایی که به عطر و مایهٔ خوشبویی مثل گلاب آغشته شده باشند به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان این مفهوم از ترکیب واژهٔ گلاب (Gül suyu) همراه با پسوندهای آلودگی یا دارا بودن استفاده میشود.
نماد چیست
این واژه در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد طراوت، زیبایی، معنویت و اصالت است. به ویژه در اشعار کلاسیک، عرقِ شرمِ چهرهٔ معشوق به دلیل زلالی و خوشبویی به گلاب تشبیه شده و «گلابآلود» خوانده میشود که حیا و نجابت را تداعی میکند.
جمعبندی و توضیح کامل گلاب آلود
واژهٔ «گلابآلود» یک صفت مرکب اصیل فارسی است که از ترکیب «گل»، «آب» و بن ماضی «آلود» (از مصدر آلودن به معنی آغشته کردن) تشکیل شده است. این کلمه در معنای حقیقی به هر چیز نمناک و آغشته به عطر گلاب اشاره دارد، اما جایگاه ویژهٔ آن در ادبیات غنی فارسی و اشعار بزرگان چون نظامی گنجوی است که کاربردی استعاری و لطیف پیدا میکند.
در متون کهن، این واژه برای توصیف زیباییهای معشوق، بهویژه لبهای معطر یا چهرهای که از روی حیا و شرم عرق کرده، به کار رفته است. به همین دلیل در فرهنگ عامه و نمادشناسی ایرانی، گلابآلود علاوه بر عطرآگین بودن، حس پاکی، قداست، معنویت و نجابت را به مخاطب منتقل میسازد و فاقد هرگونه کاربرد در متون غیرفارسی نظیر قرآن کریم است.