یعنی چه
خروب نام درختی همیشه سبز و بومی مناطق مدیترانه است که میوهای غلافمانند، تیره و شیرین شبیه به فلوس با دانههای سخت دارد. در گذشته از میوه آن به عنوان دارو و شیرینکننده استفاده میشد. همچنین در فرهنگ لغات قدیمی به گیاهی اشاره دارد که رویش آن را نشانهای از خرابی و ویرانی میدانستند.
تلفظ
این کلمه به صورت خَرّوب (Xarrub) با فتح خاء و تشدید و ضمّ راء تلفظ میشود و شکل دیگر و آشناتر آن در زبان فارسی «خرنوب» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به نشانه ویرانی، گیاه سلیمان یا درختی شبیه فلوس، کلمه ۴ حرفی «خروب» و یا معادل ۵ حرفی آن «خرنوب» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این درخت و میوه غلافدار آن از واژه Carob استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه عربی است و در این زبان به صورت الخروب یا الخرنوب شناخته میشود.
به فارسی
در زبان فارسی نامهای دیگر این درخت و میوهاش خرنوب، نَبَط، دارِ خرنوب و به دلیل شکل ظاهری میوه آن «شاخِ بز» است.
نماد چیست
در ادبیات مذهبی و عرفانی، به ویژه در مثنوی معنوی مولانا، خروب نماد پایان دوران، اجل، مرگ و ویرانی است. این نمادگرایی از روایات تاریخی درباره مرگ حضرت سلیمان نشات میگیرد که روییدن این گیاه در محرابش، خبر از خرابی بیتالمقدس و پایان عمر او داد.
جمعبندی و توضیح کامل خروب
واژه خروب (یا همان خرنوب) افزون بر اینکه نام درختی دارویی و بومی مناطق مدیترانه با میوههای شیرین و غلافمانند است، بار معنایی و اسطورهای عمیقی را در ادبیات فارسی و روایات اسلامی به دوش میکشد. این واژه که ریشهای کهن دارد، در باورهای عامیانه و متون عرفانی به دلیل تشابه صوتی با واژه «خراب»، همواره با مفهوم ویرانی و پایان یافتن شکوه پیوند خورده است.
بارزترین تجلی این کلمه در ادبیات، در داستان مرگ حضرت سلیمان در محراب عبادتش رخ مینماید؛ جایی که روییدن گیاه خروب به عنوان پیامآور ویرانی ساختمان مسجد و پایان عمر این پادشاه تصویر میشود. مولانا نیز در مثنوی خود به زیبایی از این تمثیل بهره برده و خروب را زبان حالِ اجل و فروپاشی ظاهری معرفی میکند که رویش آن دگرگونی بزرگی را رقم میزند.