یعنی چه
درنگ آوریدن (یا درنگ آوردن) به معنای دست دست کردن، مماطله، وقفه ایجاد کردن در کارها و همچنین تأنّی و شکیبایی به خرج دادن است. در ادبیات کهن فارسی، این مصدر گاه به معنای عمر کردن و دیر زیستن نیز به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [derang āvaridan] است که از ترکیب اسم «درنگ» و مصدر «آوریدن» (شکل کهنتر آوردن) ساخته شده است.
در جدول
در مسابقات جدولی، این عبارت به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «تأخیر کردن» یا «مکث و شکیبایی نمودن» کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بر اساس مفهوم دقیق جملات میتوانند شامل عبارات فوق باشند.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه عبارتند از تعویق، ایست، صبر و بردباری. متضادهای آن نیز شامل شتاب، عجله و فوریت میشوند. این کلمه از ریشه پارسی میانه (پهلوی) drang به معنای پایداری و طول کشیدن گرفته شده است.
نماد چیست
این عبارت در متن قرآن به صورت مستقیم وجود ندارد، هرچند به مفهوم صبر اشاره شده است. از نظر نمادشناسی فرهنگی، نشانه ثبتشدهای ندارد اما مفاهیمی مثل ساعت شنی، لاکپشت یا حلزون تداعیکننده مفهوم درنگ و آهستگی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل درنگ اوریدن
واژه «درنگ آوریدن» یا شکل آشناتر آن «درنگ آوردن»، یکی از ترکیبهای اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در پهلوی دارد. این عبارت در وهله اول به معنای به تعویق انداختن، مکث کردن و دستدست کردن در امور است، اما در نگاهی عمیقتر و ادبی، به مفهوم تأنّی، بردباری و انجام دادن کارها با شکیبایی و سنجیدگی اشاره دارد؛ چنان که فردوسی بزرگ نیز آن را مایه پدیدار شدن راستی و حقیقت میداند.
بررسی ابعاد مختلف این کلمه نشان میدهد که بر خلاف تصور رایج که درنگ را همیشه امری منفی و معادل تنبلی میداند، در فرهنگ سنتی و ادبی ایران، درنگ آوردن دلالت بر پختگی و دوری از شتابزدگی دارد و در مقابلِ عجله که امری نکوهیده است، قرار میگیرد.