یعنی چه
قرمطی در اصطلاح تاریخی به پیروان جنبش انقلابی و باطنی «قرامطه» (شاخهای از اسماعیلیان) اطلاق میشود که در قرن سوم هجری به رهبری حمدان قرمط شکل گرفت. این واژه در متون کلاسیک فارسی مانند تاریخ بیهقی، مجازاً به معنای کافر، ملحد و شخص خارجشده از دین و مذهب رسمی حاکم نیز به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [قِ رْ مِ طی] است. حرف «ق» و «م» دارای مکسور (کسره) هستند.
در جدول
در سؤالات جدول متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «پیرو حمدان قرمط»، «فرقه ملاحده تاریخی» یا «شورش مذهبی دوره عباسی»، واژه ۵ حرفی «قرمطی» یا جمع آن «قرامطه» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در منابع و متون آکادمیک انگلیسی، برای اشاره به این فرقه و پیروان آن از واژگان Qarmatian یا Carmathian استفاده میشود.
به فارسی
از آنجا که این واژه یک اسم علم و صفت نسبی تاریخی است، معادل دقیق تککلمهای در فارسی اصیل ندارد؛ اما در ادبیات فارسی مترادف با مفاهیمی چون باطنی، اسماعیلی، ملاحده، و متمرد مذهبی استعمال شده است.
در قرآن
واژه قرمطی یا قرامطه اساساً یک اصطلاح مربوط به تاریخ اسلام در قرون پس از هجرت (قرن سوم به بعد) است و در متن قرآن وجود ندارد؛ اگرچه قرامطه در جنگهای خود برخی آیات قرآن را روی پرچمهایشان مینوشتند.
نماد چیست
در فرهنگ و مخیله جمعی مسلمانان، قرمطی نماد شورش مذهبی علیه خلافت و به دلیل ربودن حجرالاسود، نماد هتک حرمت مقدسات است. همچنین در ادبیات (مانند اشعار خیام)، «خط قرمط» به عنوان نمادی از خط بسیار ریز، فشرده و ناخوانا به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل قرمطی
واژه قرمطی ریشه در نام «حمدان قرمط» دارد که بنیانگذار مذهب و جنبش قرامطه در کوفه و بحرین بود. این فرقه که رویکردی باطنی و متمایل به اسماعیلیه داشت، به دلیل مبارزات مسلحانه و مواضع تند انقلابی علیه خلافت عباسی، در تاریخ اسلام بسیار جنجالبرانگیز شد و اقدامات آنها نظیر حمله به مکه، در اذهان عمومی مسلمانان آن دوره بازتابی تند داشت.
به مرور زمان و با ورود این اصطلاح به ادبیات و متون رسمی تاریخی فارسی (نظیر تاریخ بیهقی)، واژه قرمطی از قالب انحصاری یک فرقه مذهبی خارج شد و کاربردی مجازی پیدا کرد. پادشاهان و مفسران مذهبی حاکم، هرگونه دگراندیشی، نافرمانی سیاسی یا خروج از مذهب رسمی (تسنن عباسی یا غزنوی) را با برچسب «قرمطیگری» و الحاد سرکوب میکردند.
علاوه بر ابعاد سیاسی و مذهبی، این واژه در حوزه خوشنویسی و ادبیات نیز ردپایی از خود به جا گذاشته است؛ به طوری که به دلیل شیوه نگارش ریز و متراکم منسوب به این گروه، اصطلاح «خط مقرمط» یا «خط قرمط» در شعر شاعران بزرگ به نمادی از نوشتههای اسرارآمیز، پیچیده و غیرقابل خواندن تبدیل شده است.