معنی
واژه تشویش در زبان فارسی برای بیان حالتهای روانی و ذهنی ناآرام به کار میرود و در اصلِ ریشه مصدری به معنای شوریده کردن کار و پریشان ساختن ذهن یا جامعه است.
یعنی چه
هنگامی که فرد دچار عدم تمرکز، دلهره و تزلزل فکری میشود، در اصطلاح میگویند دچار تشویش شده است. این حالت مانع از آرامش و جمعیت خاطر میگردد.
مترادف
این واژهها همگی بر حالت ناآرامی ذهنی و روانی دلالت دارند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده حالت استقرار، بیباکی و آرامش درونی هستند.
هم خانواده
واژههای مشوش و تشوش از نظر ساختاری و ریشهای با تشویش همبستگی دارند. واژههای ترکیبی مانند تشویشزدگی و تشویشناپذیر نیز در فارسی از آن ساخته شدهاند.
ریشه
این واژه در فارسی به عنوان مصدر باب تفعیل به معنی آشفتن و پریشان کردن به کار میرود. با این حال، برخی زبانشناسان و منابع کهن مانند لغتنامه دهخدا اشاره کردهاند که این کلمه در اصلِ عربی فصیح، لحن (غلط عامیانه) به شمار میرفته و شکل صواب آن تهویش و تهوش است، اما در زبان فارسی کاملاً رایج و رواج یافته است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، کلمه تشویش به عنوان معادل ۵ حرفی برای واژههایی چون اضطراب، پریشانی و دلشوره کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبانهای دیگر نیز معادلهایی وجود دارد؛ در عربی معادل قلق و اضطراب (و در کاربرد مدرن به معنی پارازیت فرکانسی) و در ترکی استانبولی معادلهای endişe و kaygı برای آن استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تشویش
واژه تشویش در زبان فارسی نماینده حالتهای نامطلوب روحی، بیآرامی درونی و تزلزل فکری است. این کلمه اگرچه ساختاری وامگرفته از ریشههای عربی دارد، اما در طول تاریخ ادبیات و زبان فارسی به خوبی بومیسازی شده و برای توصیف دغدغهها و دلشورههای عمیق انسانی به کار رفته است.
در کاربردهای اجتماعی و رسمی مدرن نیز اصطلاحاتی چون «تشویش اذهان عمومی» نشاندهنده توانایی این واژه در انتقال مفهوم ایجاد ناامنی، آشفتگی و عدم اطمینان در سطح جامعه است. در نتیجه، تشویش فراتر از یک حس فردی، به عنوان یک پدیده روانی و اجتماعی شناخته میشود که نقطه مقابل آرامش و جمعیت خاطر است.