یعنی چه
این واژه صفت نسبی است و به هر چیزی اشاره دارد که مربوط به پیرنگ (طرح، شالوده، استخوانبندی و نظم منطقی بر پایه علت و معلول) در یک اثر ادبی، داستانی، سینمایی یا هنری باشد. همچنین در نقاشی به معنای مایل به خطوط اولیه و پیشطرحِ بدون رنگ به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «پیرَنگی» (پِی + رَنگ + ی) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف (۶ حرف) خودِ «پیرنگی» یا واژههای هممعنی مانند «طرحی» است.
به انگلیسی
در حوزه ادبیات و سینما از اصطلاحات مربوط به پلات (Plot) و در هنر نقاشی از واژههای مربوط به اسکچ (Sketch) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «الحبكة الدرامية» معادل پیرنگ است و صفت آن «حبکیّ» خوانده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای ابعاد روایی از واژه Kurgusal و برای ابعاد ترسیمی از Taslak استفاده میشود.
نماد چیست
این واژه اصطلاحی فنی و ادبی است و در فرهنگ عامه حامل نماد مادی یا اسطورهای نیست؛ اما در مفهوم استعاری، نماد نظم درونی، هندسه روایی و قانون علیت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل پیرنگی
واژه «پیرنگی» یک صفت نسبی کاملاً فارسی و معاصر است که از ترکیب «پِی» (به معنی شالوده و بنیاد) و «رنگ» (به معنی طرح و نقش) همراه با «ی» صفتساز شکل گرفته است. این اصطلاح ابتدا در فضای نقد ادبی و داستاننویسی معاصر ایران برای توصیف ویژگیهای ساختاری اثر مطرح شد و به تدریج جایگاه مستحکمی یافت.
در کاربرد تخصصی، هرگاه یک اثر ادبی یا سینمایی بر اساس روابط دقیق علت و معلولی و استخوانبندی محکم پیش برود، به آن ویژگی «پیرنگی» یا پلاتمحور میگویند. در هنرهای تجسمی نیز این واژه به آثاری اطلاق میشود که بر خطوط اولیه، طراحی ساختاری و پیشطرحِ بدون رنگ استوار هستند.