معنی
واژهٔ معلق در زبان فارسی به چیزی اطلاق میشود که در هوا یا در مکانی آویزان و نامستقر باشد. همچنین این کلمه در معنای کنایی به کارها، احکام یا وضعیتهایی اشاره دارد که هنوز تعیین تکلیف نشدهاند و اجرای آنها منوط به شرایط دیگری است.
یعنی چه
عبارت معلق بودن یعنی قرار گرفتن در وضعیتی میان زمین و آسمان، جایی که ثبات و قطعیت وجود ندارد؛ مانند حکم معلق که اجرای آن به تأخیر افتاده یا اجل معلق که عمر مشروط و غیرحتمی انسان است.
مترادف
متضاد
هم خانواده
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمهٔ معلق معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «آویخته»، «پادرهوا» یا «بلاتکلیف» کاربرد دارد و کلمهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل معلق
واژهٔ «معلق» ریشهای عربی دارد و از مادهٔ «علق» به معنای آویختن و چسبیدن گرفته شده است. این کلمه در زبان فارسی هم به صورت مادی و فیزیکی (مانند شیئی که در هوا آویزان است یا مینیاتورهایی که فضای معلق را تصویر میکنند) و هم به صورت معنوی و اعتباری (مانند وضعیتهای اداری، حقوقی و روانی نامشخص) کاربرد فراوانی دارد.
در فرهنگ اسلامی و مفسران قرآن، این مفهوم در اصطلاحاتی چون «اجل معلق» دیده میشود که به تقدیر مشروط و تغییرپذیر انسان اشاره دارد. همچنین در ادبیات کلاسیک، اصطلاحاتی نظیر «ایوان معلق» یا «بحر معلق» برای توصیف زیبایی و عظمت آسمان و افلاک به کار رفته است.
به طور کلی، معلق بودن نمادی از بیثباتی، دگرگونی و انتظار است؛ حالتی که در آن نه اتصال کامل برقرار است و نه انفصال قطعی، و همه چیز برای روشن شدن تکلیف نهایی به آینده و شروط خاص واگذار شده است.