یعنی چه
این واژه یک حاصلمصدر مرکب است و دو معنای عمده دارد: یکی در حوزه فقه و احکام که به معنای پوشاندن بخشهایی از بدن است که طبق شرع و عرف باید پنهان بماند؛ و دیگری در حوزه اخلاق و عرفان که به معنای رازپوشی، عیبپوشی و خودداری از رسوا کردن لغزشهای دیگران است. از آنجا که این واژه یک مفهوم کلاسیک و اخلاقی است، کاربرد آن بیشتر در متون دینی، حقوقی و ادبی دیده میشود.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «سَتر» (به فتح سین و سکون تاء) به معنی پوشاندن، و «پوشی» (با ضمه پ) از مصدر پوشیدن تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند پردهپوشی، عیبپوشی، کتمان و رازپوشی به عنوان کلمات هممعنی و معادل شناخته میشوند.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در معنای جسمی از معادلهای مربوط به پوشاندن بدن و در معنای اخلاقی از اصطلاحات مربوط به پنهان کردن اشتباهات استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه شامل پردهپوشی، عیبپوشی و رازپوشی است. متضادهای آن نیز شامل افشاگری، عیبجویی، رسواسازی، پردهدری، تجسس و برهنگی میشود. همخانوادههای ریشه عربی آن ساتر، مستور، ستر، مستوره و تستیر هستند.
در قرآن
خودِ ترکیب فارسی «سترپوشی» در متن عربی قرآن وجود ندارد، اما مفهوم جسمی آن در آیه ۲۶ سوره اعراف با عبارت «لِباساً يُوارِي سَوْآتِكُمْ» (لباسی که اندام ممنوعه شما را میپوشاند) آمده است. همچنین صفت «ستّار العیوب» برای خداوند از همین ریشه است و در آیه ۱۲ سوره حجرات نیز از تجسس و غیبت که ضد سترپوشی اخلاقی هستند، به شدت نهی شده است.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و عرفانی، سترپوشی در مرتبه ظاهری و جسمی نماد حیا، پاکدامنی و عفت است. در مرتبه باطنی، اخلاقی و رفتاری نیز این واژه نماد رأفت، کرامت، مروت و بزرگواری انسان است، چرا که پردهپوشی از صفات بارز الهی (ستار بودن) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ستر پوشی
واژه «سترپوشی» یک اصطلاح ترکیبی (عربی - فارسی) است که هم در قلمرو فقه و احکام شرعی و هم در حوزه اخلاق و عرفان کاربرد گستردهای دارد. در بعد مادی و جسمانی، این کلمه به معنای پوشاندن بخشهایی از بدن است که بر اساس هنجارهای شرعی و اجتماعی باید از نگاه دیگران محفوظ بماند؛ مفهومی که در قرآن کریم نیز با تعابیری همچون لباسِ پوشاننده سوآت به آن اشاره شده است.
در بعد معنوی و اخلاقی، سترپوشی به مرتبهای بالا از مروت و انسانیت دلالت دارد که در آن فرد از فاش کردن اسرار، عیوب و خطاهای دیگران خودداری میکند. این رفتار که در تقابل مستقیم با تجسس، غیبت و پردهدری قرار دارد، تجلی صفت «ستاریت» پروردگار در وجود انسان است و مایه حفظ آبرو و انسجام روابط اجتماعی میشود.
به طور کلی، این واژه چه در فرهنگ عامه و چه در ادبیات مذهبی و عرفانی، نمادی از عفت، پاکدامنی، کرامت نفس و خویشتنداری به شمار میرود و جایگاه ویژهای در تبیین مرزهای حیا و اخلاق دارد.