یعنی چه
خارقان در ادبیات فارسی شکل تغییریافتهای از واژه «خرقان» (روستایی در نزدیکی بسطام) است که به دلیل حفظ وزن شعر به این صورت دستکاری شده است. از سوی دیگر، در زبان عربی این کلمه صیغه تثنیه (دو تایی) از واژه «خارق» است که به معنای دو چیز شکافنده یا دو امر خارقالعاده و شگفتآور به کار میرود.
در جدول
پاسخ دقیق شش حرفی برای این کلمه در جدول «خارقان» است که به عنوان اسم مکان یا معادل خرقان شناخته میشود.
به انگلیسی
برای نگارش این واژه در زبان انگلیسی از صورتهای آوانگاری شده Kharqan یا Khareqan استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی به عنوان اسم مکان به صورت خرقان و در نقش صیغه تثنیه به صورت خارِقان به کار میرود.
به فارسی
معادل اصیل فارسی آن همان واژه «خرقان» است. این کلمه از ریشه عربی (خرق) به معنی شکافتن گرفته شده و با کلماتی چون خارق، خوارق و مخروق همخانواده است و به دلیل ماهیت اسم مکان، متضاد خاصی ندارد.
نماد چیست
این واژه نماد مادی خاصی ندارد، اما در ادبیات عرفانی ایران، نماد و یادآور احوالات معنوی، صیت و کرامات عارف بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری، یعنی شیخ ابوالحسن خرقانی است.
جمعبندی و توضیح کامل خارقان
واژه خارقان در اصل شکل تغییریافتهای از کلمه «خرقان» است. شاعران بزرگی مانند مولانا در مثنوی معنوی، برای رعایت وزن و عروض شعر، خرقان (نام روستای معروف نزدیک بسطام) را به صورت خارقان سرودهاند؛ آنجا که میگوید: «رفت درویشی ز شهر طالقان / بهر صیت بوالحسن تا خارقان».
از نظر ریشهشناسی، این واژه برآمده از ریشه عربی «خرق» به معنای شکافتن است. در لغت عرب، خارقان میتواند به عنوان صیغه تثنیه کلمه خارق، به معنای دو موجود یا دو پدیده شکافنده و شگفتانگیز (خارقالعاده) نیز تعبیر شود.
در مجموع، این کلمه در فرهنگ و ادب فارسی بیش از آنکه کاربرد عام داشته باشد، یک اسم خاص جغرافیایی و تاریخی آمیخته با ادبیات عرفانی است که مخاطب را مستقیم به یاد آرامگاه، خانقاه و صفای معنوی شیخ ابوالحسن خرقانی میاندازد.