یعنی چه
خردله در لغت به معنی یک عدد دانه خردل (اسپندان) است و در اصطلاح ادبی و مذهبی، به عنوان کنایه و مجاز برای اشاره به کوچکترین، کمترین و ناچیزترین مقدار ممکن از هر چیز به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت خَرْدَلَة (با فتح خاء، سکون راء و فتح دال و لام) تلفظ میشود که در زبان فارسی هاء انتهای آن به صورت صامت مکسور یا مصوت «ـه/ه» خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول در مسابقات متقاطع با تعداد ۵ حرف، واژه «خردله» است که به معنای دانه اسپندان یا چیز ناچیز میآید.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم لغوی و اصطلاحی آن از عبارات فوق استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی معادل دقیق دانه خردل که همان مفهوم خردله را دارد، عبارت Hardal tanesi است.
به فارسی
واژههای مترادف و برگردانهای دقیق فارسی آن شامل یکذره، ریزه، حبه و واژه اصیل فارسی «سپندان» (نام گیاه خردل) است. متضادهای آن نیز کلماتی چون خروار، کوه و مقدار کثیر هستند.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و ادبیات کلاسیک فارسی، دانه خردل یا خردله نماد ظرافت، کمترین وزن ممکن و دقت مینیاتوری در سنجش اعمال است؛ همانطور که سعدی میگوید: «میازار عامی به یک خردله / که سلطان شبان است و عامی گله»
جمعبندی و توضیح کامل خردله
واژه «خردله» مأخوذ از زبان عربی و اسم واحد از ماده «خردل» است که ریشه ثلاثی آن (خ ر د ل) بوده و به معنای یک عدد دانه خردل است. اگرچه این واژه با هاء تأنیث عینا در متن قرآن نیامده، اما شکل مذکر آن یعنی «خردل» در ترکیب معروف «مثقال حبة من خردل» دو بار (در سورههای انبیاء و لقمان) برای نشان دادن دقت بینظیر عدل الهی و حاضر شدن حتی کوچکترین اعمال انسانها به کار رفته است.
در ادبیات فارسی، شاعران بزرگی چون سعدی، ناصرخسرو و سوزنی از این واژه برای تجسم بخشیدن به مفاهیمی همچون کمترین مقدار ممکن، ناچیزی و بیمقداری استفاده کردهاند. این واژه پنجحرفی در حوزه حل جدول و واژهگزینی ادبی، کاربردی ظریف دارد و نشاندهنده پیوند عمیق مفاهیم قرآنی با تصویرسازیهای شعر سنتی فارسی است.