یعنی چه
این عبارت دو کاربرد متفاوت دارد: در ادبیات کلاسیک (به صورت غو کشیدن) به معنای بانگ، فریاد بلند و نعره جنگاوران یا صدای طبل است. در فرهنگ فولکلور و زبان لکی، کنایهای از مایه نابودی کسی شدن یا به خاک سیاه نشاندن است که از باور عامیانه درباره فریاد پرنده قو پیش از مرگ ریشه میگیرد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [ghu ke-shi-dan] است که در آن حرف اول به صورت قاف یا غین خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق در جدول برای این مفهوم «قو کشیدن» یا «غو کشیدن» است که در متون کهن به وفور به کار رفته است.
به انگلیسی
بسته به متن، برای معنای حماسی از واژگان خروش و فریاد و برای معنای عامیانه از اصطلاحات ویرانی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعال مربوط به صیحه، صراخ و جؤار نزدیکترین معادلها به معنای نخست این واژه هستند.
به فارسی
واژگان جایگزین و هممعنی در زبان فارسی شامل فریاد زدن، نعره کشیدن، غریویدن، خروشیدن و در لایه عامیانه، مایه انقراض و نابودی شدن است.
نماد چیست
در شعر کلاسیک و شاهنامه، این عبارت نماد هیاهوی میدان نبرد، مژدهرسانی یا شیپور جنگ است. در باورهای اساطیری و فولکلور جدیدتر، اشاره به «نغمه قو» دارد که نمادی از پایان، مرگ، انقراض یا ویرانی مطلق به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قو کشیدن
عبارت «قو کشیدن» یا صورت اصیلتر آن «غو کشیدن»، اصطلاحی با دو سرچشمه معنایی مجزا در فرهنگ ایرانی است. از یک سو در شاهنامه فردوسی و ادبیات حماسی به معنی بانگ بلند، نعره جنگاوران و هیاهوی لشکر به کار رفته است؛ چنانکه دیدهبانان با دیدن مژده پیروزی «غو» سر میدادند. ریشه این واژه با غوغا و غریو همخانواده است و ریشهای هندواروپایی دارد.
از سوی دیگر، در فرهنگ عامه و زبان لکی، این اصطلاح وجههای نمادین و کنایی یافته و به معنای به خاک سیاه نشاندن یا مایه ویرانی کسی شدن است. این لایه از معنا، از افسانه نغمه قو سرچشمه میگیرد؛ باوری که میگوید این پرنده در طول زندگی خود تنها دو بار فریاد میکشد که یک بار آن در آستانه مرگ است و طنین آن، نشانهای از پایان و انقراض تلقی میشود.