معنی
واژه حریص صفت مشبهه از ریشه عربی حرص است. این کلمه در زبان فارسی به کسی اطلاق میشود که به داشتههای خود قانع نیست و با ولع و اشتیاق افراطی، خواهان به دست آوردن مال، مقام یا هر چیز دیگری بیش از حد نیاز خود است.
یعنی چه
حریص بودن یعنی فرد دارای دلبستگی افراطی به خواستههای مادی یا معنوی است، به طوری که هرچه بیشتر به دست میآورد، تمایلش برای کسب بیشتر کاهش نمییابد. البته در بافت ادبی و دینی گاهی به معنای مثبتِ «شدیداً مشتاق و دلسوز» نیز به کار رفته است.
مترادف
این کلمات در زبان فارسی نشاندهنده ویژگی افرادی هستند که به میزان نیاز خود بسنده نکرده و همیشه در پی جمعآوری و اندوختن بیشتر هستند.
متضاد
این واژهها در نقطه مقابل حرص قرار دارند و به افرادی اشاره میکنند که به سهم و حق خود راضی بوده و اهل ایثار و بخشش هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ح ر ص» در زبان عربی مشتق شدهاند که مفهوم اصلی آن شدت میل و اصرار بر چیزی است.
جمله سازی
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی مانند «طمعکار»، «آزمند» یا «زیادهخواه»، کلمه ۴ حرفی «حریص» یک جواب دقیق و استاندارد است.
به انگلیسی
رایجترین معادل برای این واژه در زبان انگلیسی Greedy است که مفهوم طمعکاری و زیادهخواهی را به طور کامل منتقل میکند.
جمعبندی و توضیح کامل حریص
واژه حریص صفت مشبهه از ریشه عربی «حرص» است که در فرهنگ لغت و زبان فارسی امروز، بیشتر بار معنایی منفی دارد و به عنوان نماد طمعکاری، زیادهخواهی و عدم قناعت شناخته میشود. در ادبیات تعلیمی و باورهای کهن، موجوداتی مانند مورچه (به دلیل جمعآوری بیش از حد دانه) نماد این رذیله اخلاقی به شمار میروند.
با این حال، بررسی متون کهن و قرآن کریم نشان میدهد که این واژه دارای یک جنبه کاربردی مثبت نیز هست. برای نمونه، در سوره توبه از این کلمه برای توصیف پیامبر اسلام استفاده شده است (حریصٌ علیکم) که در این بافت خاص، معنای منفی طمع مادی ندارد، بلکه نشاندهنده شدت اشتیاق، دلسوزی فراوان و علاقه عمیق ایشان به هدایت و سعادت مردم است.
در مجموع، حریص به کسی گفته میشود که در کشش و تمایل به سوی چیزی (خواه مال دنیا و خواه یک هدف معنوی) دچار افراط و اصرار شدید شده باشد، اما کاربرد غالب آن در مکالمات روزمره فارسی، اشاره به افراد زیادهخواه و چشمتنگ دارد.