یعنی چه
به مجموعهای از فنون، شگردها و آرایههای ادبی (مانند جناس، استعاره، ایهام و مراعات نظیر) گفته میشود که شاعران برای بخشیدن زیبایی، آهنگ، عاطفه و تأثیر بیشتر به کلام خود از آنها بهره میبرند و زبان عادی را به زبان هنری تبدیل میکنند.
تلفظ
این عبارت به صورت «صَنْعَتی دَرْ شِعْر» تلفظ میشود که واژه اول ریشه عربی دارد و واژه آخر بسامد بالایی در ادبیات فارسی دارد.
در جدول
در طراحان جدول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «صنعتی در شعر»، معمولاً واژههایی مانند «جناس»، «بدیع»، «آرایه» یا «صناعت» مد نظر قرار میگیرد. خود عبارت راهنما نیز دارای ۱۰ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم از اصطلاحات تخصصی نقد ادبی و بلاغت استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و ترکیبی این اصطلاح شامل آرایه ادبی، صنعت ادبی، صناعت شعری، شگرد بلاغی، بدیع و بدعت هنری است که همگی به ابزارهای زیباشناسی سخن اشاره دارند.
نماد چیست
این مفهوم انتزاعی ادبی، نماد مادی یا نشانه گرافیکی واحد و شناختهشدهای در فرهنگها ندارد؛ اما گاهی عناصر سنتی مانند قلم پر، دیوان شعر یا ساز چنگ به عنوان نمادهای جانبی شعر و هنر شعرپردازی تلقی میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل صنعتی در شعر
عبارت «صنعتی در شعر» که در ادبیات سنتی بیشتر با عنوان صناعات ادبی یا صنایع بدیعی شناخته میشود، به تمامی ابزارها، شگردها و آرایههایی اطلاق میگردد که شاعر با استفاده از آنها کلام عادی و روزمره را به مرتبهای والاتر، آهنگینتر و تاثیرگذارتر ارتقا میدهد. این صنایع به دو دسته کلی صنایع لفظی (مانند جناس و سجع) که با آهنگ و ظاهر کلمات سروکار دارند، و صنایع معنوی (مانند ایهام و تضاد) که ذهن مخاطب را درگیر لایههای معنایی میکنند، تقسیم میشوند.
در فرهنگ عامه و به ویژه در میان علاقهمندان به حل جدول کلمات متقاطع، این عبارت یک راهنمای بسیار رایج و کلیدی است. طراحان جدول معمولاً با طرح این عنوان، به دنبال پاسخهایی نظیر «جناس»، «بدیع» یا «آرایه» هستند که نشاندهنده اصطلاحات اصیل حوزه بلاغت و سخنسنجی در زبان فارسی است.
بررسی ریشهشناختی واژه نشان میدهد که «صنعت» ریشهای عربی دارد و به معنای مهارت، پیشه و آراستن کار است. اگرچه خود این ترکیب ساختار قرآنی ندارد، اما ریشه آن بارها در کتاب آسمانی به معنای آفرینش استوار به کار رفته و خود قرآن اوج تجلی آرایههای بلاغی بیتکلف است. در زبانهای دیگر مانند انگلیسی نیز معادلهایی چون Literary device به خوبی این ابزارهای ساختاری را توصیف میکنند.