یعنی چه
تاراج شدن به معنای به غارت رفتن، چپاول شدن، یغما شدن یا از دست رفتنِ اموال و دارایی با زور، ستم و بیداد است. این واژه در اصطلاح صوفیه و عرفان نیز به معنی «سلب اختیار سالک در جمیع احوال و مجذوبِ حق شدن» به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «تاراج شُ دَ نْ» (tārāj šodan) است؛ کلمه «تاراج» با الف کشیده در هجای اول و دوم خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، عبارت «تاراج شدن» دقیقاً یک پاسخ ۸ حرفی است. از مترادفهای همطول یا نزدیک دیگر میتوان به «تالان شدن» یا «یغما رفتن» اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم تاراج شدن و به غارت رفتن شهر یا اموال، از ترکیبات مجهول افعالی نظیر plunder، loot و pillage استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بیان مفهوم غارت و تاراج شدن از ریشههای «نهب» و «غنم» استفاده میشود؛ به صورت فعلی عبارت «اُنْتُهِبَ» یا «غُنِمَ» دقیقترین معادلها هستند.
نماد چیست
عبارت «تاراج شدن» در ادبیات کلاسیک فارسی (بهویژه در اشعار حافظ، سعدی و مولانا) نماد بیوفایی و بیاعتباری جهان، هجوم ناگهانی و ویرانگر عشق (که عقل و اختیار عاشق را میرباید) و همچنین نماد «فصل خزان و پاییز» است که دارایی و برگهای درختان باغ را به یغما میبرد.
جمعبندی و توضیح کامل تاراج شدن
عبارت «تاراج شدن» یک اصطلاح اصیل و کهن در زبان فارسی است که ریشههای آن به پارسی میانه (پهلوی) بازمیگردد، هرچند برخی زبانشناسان پیوندهایی میان آن و بن واژههای ترکی نیز یافتهاند. این عبارت به طور کلی بر از دست رفتن ناگهانی، ظالمانه و مقتدرانه اموال، سرزمین یا حتی سرمایههای معنوی دلالت دارد و حسی از بیدفاع بودن در برابر یک نیروی مهاجم را منتقل میکند.
در قلمرو ادبیات و عرفان، این واژه از معنای مادی خود فراتر رفته و باری شاعرانه و سلوکی به خود گرفته است؛ به طوری که غارت شدن عقل توسط جلوه عشق یا تاراج باغ توسط باد پاییزی از مضامین رایج دیوانهای شعر است. در کاربرد روزمره و مکتوب امروز نیز این کلمه کماکان رسایی خود را برای توصیف چپاولهای گسترده حفظ کرده است.