یعنی چه
این ترکیب وصفی و اتباعی به معنی فرد یا چیزی است که وقت خود را به بطالت میگذراند یا بیفایده رها شده است. بر خلاف تصور عموم، عاطل کلمهای بیمعنی نیست و خود به تنهایی معنای بیکار و مهمل را میدهد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «عاطِل و باطِل» (ātel o bātel) است که هر دو بخش آن ریشه در زبان عربی دارند و در فارسی روان تلفظ میشوند.
در جدول
در بازیهای جدول کلمات، برای راهنمای کلماتی همچون بیکار، بیهوده یا مهمل، عبارت ۹ حرفی «عاطل و باطل» پاسخ دقیق و استاندارد است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم عاطل و باطل در زبان انگلیسی میتوان از واژه Idle برای اشاره به تنپروری و بطالت، یا واژه Purposeless برای امور بیهدف استفاده کرد.
به فارسی
واژگان مترادف فارسی آن شامل بیکار، معطل، یاوه، لغو، ول و بیفایده است. متضادهای آن نیز کلماتی چون شاغل، کارآمد، مفید، دایر و فعال هستند. ریشه این کلمات عربی است اما به صورت یک اصطلاح ترکیبی وارد فارسی شدهاند.
در قرآن
عین ترکیب «عاطل و باطل» در قرآن نیامده است. کلمه عاطل اصلاً در قرآن نیست و تنها همخانواده آن یعنی «معطلة» یکبار در آیه ۴۵ سوره حج برای چاه آب رها شده آمده است. اما واژه «باطل» بارها در مقابل حق به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل عاطل و باطل
ترکیب «عاطل و باطل» از اصطلاحات اصیل و رایج در زبان فارسی است که برای توصیف افراد تنپرور یا کارهای بیهوده، بیثمر و مهمل به کار میرود. این اصطلاح از دو واژه با ریشه عربی «عاطل» (بیکار) و «باطل» (نابود یا بیفایده) تشکیل شده است؛ بر خلاف بسیاری از ترکیبات اتباعی در زبان عامیانه که جزء دوم آنها بیمعنی است، هر دو جزء این عبارت دارای معنای مستقل و مشخصی هستند.
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، این عبارت نمادی از تنبلی، اتلاف وقت و بیمصرف بودن است. بررسی ریشهشناختی آن نشان میدهد که با وجود ریشه عربی، ساختار ترکیبی آن در فارسی هویت مستقلی یافته و کلماتی چون تعطیل، معطل، ابطال و بطالت از همخانوادههای نزدیک آن محسوب میشوند و کاربرد فراوانی در مکالمات و ادبیات دارند.