یعنی چه
این اصطلاح در لغت به معنای دارندهٔ رحم است و در مفاهیم حقوقی و فقهی به هر کسی اطلاق میشود که با دیگری پیوند خونی و نسبی داشته باشد، اعم از اینکه این خویشاوندی از طریق پدر باشد یا مادر.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «ذو الرَّحِم» با فتح ر و فتح حاء مشدد و کسر خاء است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف (۷ حرف)، دقیقاً «ذو الرحم» است. معادلهای دیگر آن خویشاوند یا ارحام هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم فقهی و نسبی از عباراتی که نشاندهنده پیوند خونی هستند استفاده میشود.
به عربی
این عبارت اصالتاً عربی است و شکل جمع آن در متون دینی و فقهی کاربرد بسیار فراوانی دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این اصطلاح شامل واژگانی چون خویشاوند، بستگان خونی، فامیل، نزدیکان و اقربا میباشند.
در قرآن
این کلمه به صورت جمع در قرآن کریم (از جمله آیه ۷۵ سوره انفال و آیه ۶ سوره احزاب) به کار رفته و بر اولویت حقوقی و ارثی خویشاوندان نسبی نسبت به دیگران دلالت دارد.
جمعبندی و توضیح کامل ذو الرحم
واژه «ذو الرحم» یک اصطلاح ترکیبی عربی است که وارد زبان و ادبیات حقوقی فارسی شده است. این کلمه از دو بخش «ذو» به معنای صاحب و «الرحم» به معنای اندام زایش تشکیل شده که در مجاز و استعاره، به معنای پیوند خونی گسستناپذیر و خویشاوندی نسبی به کار میرود.
در فرهنگ اسلامی و قوانین حقوقی اقتباسشده از فقه، این اصطلاح بار معنایی و الزامات خاصی دارد؛ به ویژه در مباحثی چون ارث، محرمیت و سفارش به صلهٔ رحم (نیکی به خویشاوندان). شکل جمع این واژه یعنی «اولوا الارحام» در قرآن کریم صراحتاً مورد تأکید قرار گرفته تا جایگاه ویژه و اولویت بستگان خونی را در نظام اجتماعی و اقتصادی جامعه مشخص کند.