یعنی چه
در زبان و ادبیات فارسی، به دانهٔ خوی و رطوبتی که بر اثر شرمساری، خجالت، یا پشیمانیِ شدید بر سر و صورت (بهویژه پیشانی) انسان مینشیند، «عرق شرم» میگویند. این عبارت در ادبیات کنایه از نهایت انفعال، خجلتزدگی و پدیدار شدن حس حیا در شخص است.
تلفظ
این ترکیب اضافه به صورت [عَ رَ قِ شَ ر مْ] تلفظ میشود که در آن واژهٔ «عرق» ریشهٔ عربی دارد و واژهٔ «شرم» کاملاً پارسی و از ریشهٔ اوستایی است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «عرق شرم» با ۶ حرف است. از واژههای مشابه در این زمینه میتوان به «عرق خجلت» و «خوی شرم» اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عبارات فوق استفاده میشود. همچنین در زبان عربی معادل «عَرَقُ الاِنْفِعال» یا «عَرَقُ الْخَجَل» و در ترکی استانبولی معادل «Utanç teri» به کار میرود.
در قرآن
عبارت «عرق شرم» به صورت مستقیم و با این لفظ در قرآن کریم وجود ندارد؛ اما مفاهیمی مثل «حیا» (در داستان دختران شعیب) و حالاتی از شرمساری مجرمان در قیامت (مانند سر به زیر افکندن) در آیات مختلف توصیف شده است. همچنین در احادیث آمده است که در روز محشر، شدت خجالت گناهکاران از خداوند باعث جاری شدن عرق بر چهره آنها میشود.
نماد چیست
عرق شرم در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد بیداریِ وجدان، پاکیِ سرشت و زندهبودنِ حس حیا است. در اشعار سبک هندی، این اصطلاح بازتاب گستردهای دارد و به عنوان نماد پاککنندهٔ گناهان شناخته میشود؛ چرا که این قطره عرق، مانند آبِ توبه، آبرو و اصالتِ ازدسترفتهٔ شخص را به او بازمیگرداند.
جمعبندی و توضیح کامل عرق شرم
ترکیب کنایی «عرق شرم» یکی از تعابیر لطیف و پرکاربرد در زبان و ادبیات فارسی برای نشان دادن اوج حیا، پشیمانی و خجالتزدگی است. این واژه از یک بخش عربی (عرق) و یک بخش اصیل پارسی باستان (شرم) تشکیل شده و بازتابدهنده حالت فیزیکی بدن در مواجهه با یک موقعیت انفعالی شدید است.
در فرهنگ ایرانی و نگاه شاعران، بهویژه در سبک هندی، عرق شرم ارزش و جایگاه والایی دارد. این پدیده نشانهای از بیداری وجدان و اصالت ذات انسان تلقی میشود، تا جایی که آن را مانند آب توبه پاککننده گناهان و مایه بازگشت آبرو میدانند. در متون کهن نیز اصطلاحاتی چون «در عرق شدن» کنایه از قرار گرفتن در وضعیت خجالت شدید بوده است.