معنی
اراده در لغت به معنای خواستن، قصد کردن، آهنگ کردن و میل داشتن است. در اصطلاح روانشناسی و فلسفه نیز به آن نیروی درونی و عزم راسخی گفته میشود که انسان را پس از سنجش سود و زیان، به سمت انجام یک کار یا هدف مشخص سوق میدهد.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی اراده دارد، یعنی او توانایی کنترل بر رفتار و خواستههای خود را داراست و میتواند با تکیه بر عزم خویش، در برابر سختیها پایداری کند یا تصمیماتش را به مرحله عمل برساند. این مفهوم در واقع نماد قدرت انتخاب انسان است.
مترادف
کلماتی مانند عزم، قصد و نیت نزدیکترین همپوشانی معنایی را با اراده دارند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه اصلی «ر و د» مشتق شدهاند، اگرچه هر کدام در زبان فارسی کاربرد و معنای خاص خود را پیدا کردهاند.
ریشه
واژه «اراده» مصدری از باب افعال (إِفْعَال) در زبان عربی است. ریشه سه حرفی اصلی آن «رَوْد» است که در اصل به معنای رفتوآمد ملایم و با آرامش برای جستجو و طلب چیزی بوده و سپس به معنای خواستن و قصد کردن به کار رفته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «اراده» معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل خواست، عزم، نیت یا قصدِ کاری را داشتن با تعداد ۵ حرف در نظر گرفته میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و نوع کاربرد فلسفی، روانشناسی یا روزمره، از معادلهای متفاوتی در زبان انگلیسی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اراده
اراده یکی از کلیدیترین ویژگیهای روانی و شخصیتی انسان است که مرز میان خواستنِ محض و عمل کردن را مشخص میسازد. این مفهوم به انسان قدرت میدهد تا با وجود موانع بیرونی و وسوسههای درونی، روی هدف خود متمرکز بماند و برای رسیدن به آن تلاش کند. در نگاه فلسفی و اخلاقی، اراده جلوهای از اختیار و آزادی انسان در تعیین سرنوشت خویش قلمداد میشود.
از دیدگاه ریشهشناسی، ورود این واژه از زبان عربی به فارسی با حفظ معنای عمیقِ طلب کردن و خواستن همراه بوده است. در فرهنگ عامه و متون موفقیت نیز معمولاً از استعارههایی نظیر «کوه» یا «آهن و پولاد» برای توصیف ارادههای مستحکم استفاده میشود که نشاندهنده ارزش بالای پایداری و ثبات قدم در فرهنگهای مختلف است.