یعنی چه
«طریق بسمل شدن» ترکیبی کنایی و بسیار ظریف در زبان و ادبیات فارسی است. «بسمل شدن» در لغت به معنی ذبح شدن، سر بریده شدن و قربانی شدن است (اشاره به حیوان یا پرندهای که گلویش بریده شده و هنوز جان در بدن دارد و میتپد). در اصطلاح و کنایه، این عبارت به معنای راه تسلیم محض، طریق جانبازی، طریقت شهادت و پاکباختگی در راه حق، عشق یا میهن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «طَریقِ بِسْمِلْ شُدَن» است.
در جدول
پاسخ مد نظر در جدول برای این مفهوم «طریق بسمل شدن» است که دقیقاً ۱۱ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادلهای مفهومی فوق برای رساندن معنای این اصطلاح عرفانی و حماسی استفاده میشود.
به عربی
در لغت واژههایی مانند «مذبوح» یا «مبسمل» به کار میروند، اما ترکیب کنایی آن در زبان عربی به صورت طریق التضحیه یا استشهاد تعبیر میشود.
به فارسی
مترادفهای این واژه در زبان فارسی شامل راهِ جانبازی، سلوکِ فداکاری، طریقِ شهادت، ذبح و قربانی شدن است. متضادهای آن عافیتطلبی، بقا، جان به در بردن و سلامت ماندن هستند. همخانوادههای آن نیز بسمل، نیمبسمل، بسمله و بسمالله هستند. واژه «بسمل» یک مصدر جعلی (ساختگی) در فارسی است که از خلاصه کردن عبارت عربی «بسمالله» (که هنگام ذبح حیوانات گفته میشود) ساخته شده است.
در قرآن
خودِ عبارت «طریق بسمل شدن» یا واژه «بسمل» در قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، ریشه آن یعنی عبارت «بِسْمِ اللَّهِ» آغازگر تمام سورههای قرآن (به جز سوره توبه) است. همچنین دستور به ذکر نام خدا هنگام ذبح صید و حیوانات در آیاتی نظیر آیه ۱۲۱ سوره انعام («وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ») آمده که مبنای فقهی و لغوی پیدایش این اصطلاح در میان مسلمانان و فارسیزبانان است.
جمعبندی و توضیح کامل طریق بسمل شدن
عبارت «طریق بسمل شدن» یکی از ترکیبات کنایی و استعاری عمیق در ادبیات فارسی است که ریشه در فرهنگ اسلامی و سنّت ذبح با نام خدا (بسمالله) دارد. در ادبیات عرفانی و حماسی، «مرغ بسمل» یا «طریق بسمل شدن» نماد عاشق بیقرار، تسلیم محض در برابر معشوق، جانفشانی مظلومانه و تپیدن در خون خود از شدت اشتیاق و شهادت است. این اصطلاح مظهر پاکباختگی کامل و گذشتن از جان در راه یک هدف والا یا معشوق حقیقی است.
در سالهای اخیر، این عبارت به واسطه رمان معروفی به همین نام نوشته محمود دولتآبادی که به موضوع جنگ هشتساله میپردازد، بیش از پیش در میان عموم جامعه و مخاطبان معاصر مطرح شد. دولتآبادی در این اثر از اصطلاح مذکور به عنوان نمادِ پاکباختگی، مظلومیت و تشنهکام شهید شدن سربازانی استفاده کرده است که در جبهههای جنگ، جان خود را فدای میهن و آرمانهایشان کردند.