یعنی چه
رنگی روشن که بیشترین بازتاب نور را دارد و معمولاً به برف، شیر و نور کامل نسبت داده میشود. در فارسی نوشتاری به شکل «سفید» و در ادبیات کلاسیک گاهی «سپید» نیز آمده است و کنایه از پاکی و روشنایی دارد.
مترادف
متضاد
ریشه
ریشه این کلمه کاملاً ایرانی و پارسی است. در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت spēt یا asfēd بوده که به مرور زمان در فارسی دری به «سپید» و با تعریب (تبدیل پ به ف) به «سفید» تغییر یافته است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی معیار امروزی به صورت سِفِید (sefid) تلفظ میشود، در حالی که شکل اصیل و کهن آن سِپِید (sepīd) بوده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه سفید دقیقاً ۴ حرف دارد. بسته به طراح جدول، معادلهای دیگر آن مثل سپید (۴ حرف) یا بیاض (۴ حرف) نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
به عربی
در زبان عربی علاوه بر واژه أبيض، از کلمه بیاض نیز برای اشاره به سفیدی استفاده میشود.
به ترکی
نماد چیست
رنگ سفید در فرهنگهای مختلف نماد پاکدامنی، معصومیت، صلح، حقیقت، نور، قدسیت و تسلیم است. در فرهنگ ایرانی، نشانهای از روشنایی، صداقت و پیری است (مانند اصطلاح ریشسفید به معنای بزرگ و معتمد)؛ هرچند در برخی فرهنگهای شرق آسیا نماد مرگ و سوگواری محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل سفید
واژه «سفید» یکی از اصیلترین کلمات زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان و زبان پهلوی دارد. این کلمه که در ادبیات کلاسیک به صورت «سپید» به کار میرفته، معرف روشنترین رنگ در طبیعت است که از بازتاب کامل تمامی طیفهای نور حاصل میشود و به عنوان مظهر برفی، شیری و سیمگون شناخته میشود.
این واژه در فرهنگ و ادبیات ایرانی جایگاه بسیار والایی دارد و فراتر از یک رنگ ساده، به عنوان نمادی برای پاکی، طهارت، صلح، صمیمیت و صداقت به کار میرود. همچنین اصطلاحات کنایی محترمانهای مانند «ریشسفید» یا «روسفید شدن» در جامعه نشاندهنده گره خوردن این مفهوم با دانایی، تجربه و سربلندی است.
در متون مذهبی و قرآنی نیز معادل عربی این واژه (أبیض و مشتقات بیض) کاربردهای مهمی دارد؛ از جمله معجزه ید بیضای حضرت موسی، سپیدرویی مؤمنان در قیامت و یا کنایه از اندوه شدید که همگی نشاندهنده ابعاد گسترده معنایی این واژه در زبانهای مختلف است.