یعنی چه
واژه مستجعل در لغت به معنی پاداشطلب و کسی است که میخواهد برای او مژدگانی یا کاری تعیین شود. در اصطلاح فقهی و حقوقی ذیل مبحث عقد جعاله، به عاملی اشاره دارد که کار مشخصی را در قبال دریافت مزد یا پاداش تعیینشده انجام میدهد.
تلفظ
این کلمه بر اساس نقش صرفی به دو صورت خوانده میشود: مُستجعِل (به کسر عین) در نقش اسم فاعل به معنی خواهان پاداش، و مُستجعَل (به فتح عین) در نقش اسم مفعول به معنی جعلشده یا کسی که برایش پاداش قرار دادهاند.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف (۶ حرفی) خود کلمه «مستجعل» است و به عنوان طراح پاداش یا پاداشطلب نیز شناخته میشود.
به انگلیسی
در متون عمومی انگلیسی از اصطلاح Reward-seeker استفاده میشود و در بافتهای حقوقی اسلام به آن Performer یا Agent در قرارداد جعاله میگویند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و از مشتقات باب استفعال از ریشه (ج ع ل) است که در متون فقهی کاربرد فراوانی دارد.
به فارسی
برابرهای فارسی دقیق این کلمه بر اساس کاربرد لغوی آن شامل پاداشطلب، جعلخواه و مزدخواه است که مفهوم طلب کردن مژدگانی را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل مستجعل
واژه «مستجعل» یک اصطلاح اصیل لغوی و حقوقی برگرفته از ریشه عربی «جعل» است که در باب استفعال صرف شده است. این کلمه در دو ساختار اسم فاعل (مُستجعِل) به معنی کسی که پاداش و مژدگانی را طلب میکند، و اسم مفعول (مُستجعَل) به معنی آنچه جعل شده، کاربرد دارد.
بیشترین کاربرد این واژه در فقه اسلامی و حقوق مدنی، در مبحث «عقد جعاله» است؛ جایی که به عامل یا انجامدهنده کار که در برابر عمل خود مستحق دریافت پاداش (جُعل) میشود، مستجعل یا عامل میگویند. این واژه در ادبیات عمومی کمتر رایج است و بیشتر جنبه تخصصی دارد.