یعنی چه
واژه بشر در لغت به معنای ظاهر و پوست بدن است. از آنجا که انسان تنها جانداری است که پوستش نمایان بوده و با مو یا پشم ضخیم پوشانده نشده، به او بشر میگویند. این کلمه برای اشاره به نوع انسان و جنبههای فیزیکی و مادی او به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت بَشَر (با فتحه روی حروف ب و ش) تلفظ میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن از واژگان معادل فوق استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و در این زبان به همین صورت یا به صورت الانسان به کار میرود.
به فارسی
از واژههای همخانواده و مرتبط آن در فارسی میتوان به بشریت، بشره، بشارت، مبشر، تبشیر و بشاش اشاره کرد. واژگان متضاد آن نیز شامل حیوان، ملک (فرشته) و غیرانسان است.
در قرآن
واژه بشر ۳۶ بار در قرآن کریم به کار رفته است. در فرهنگ قرآن، هرگاه به بعد مادی، جسمانی و ظاهری انسان اشاره شده، واژه بشر آمده است؛ مانند آیه «إِنِّي خَالِقٌ بَشَراً مِن طِينٍ». اما برای فضایل و روح الهی واژه انسان استفاده میشود. همچنین در آیه ۲۹ سوره مدثر (لوّاحة للبشر)، بشر جمعِ بَشَره به معنی پوست بدن است.
نماد چیست
این واژه در ادبیات و فرهنگها نماد مادی و فیزیکی بودن در مقابل «ملک یا فرشته» است که نماد مجرد و روحانی بودن به شمار میرود؛ اما به عنوان یک شیء، نماد گرافیکی خاصی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه بشر
واژه بشر ریشه در زبان عربی دارد و از نظر لغوی به ظاهر پوست بدن اشاره میکند؛ چرا که انسان بر خلاف سایر جانداران، پوستی نمایان و بدون پوشش ضخیم دارد. این کلمه در زبان فارسی به عنوان مترادفی برای انسان، آدم و نوع آدمیزاد به کار میرود و مفاهیمی چون بشریت و حقوق بشر از آن مشتق شدهاند.
در نگاه دقیقتر و با بررسی کاربرد آن در متون کهن و قرآن کریم، مشخص میشود که بشر بیشتر به ابعاد مادی، فیزیکی، طبیعی و زمینی انسان اشاره دارد، در حالی که واژه انسان غالباً برای اشاره به ابعاد معنوی، فضایل، کمالات و مسئولیتهای الهی او استفاده میشود.
در حوزه ادبیات و عرفان نیز بشر در مقابل ملک (فرشته) قرار میگیرد تا مرز میان موجودات مادی و زمینی با موجودات مجرد و آسمانی مشخص شود. این واژه امروزه در ترکیبات متعددی نظیر علوم بشری، جوامع بشری و تاریخ بشر کاربرد گستردهای دارد.