یعنی چه
واژهٔ «گواز» در زبان فارسی به دو معنی اصیل به کار میرود: نخست، چوبدستی کلفت و ضخیمی که گاورانان و ساربانان برای راندن و هدایت گاو، خر و دیگر چهارپایان از آن استفاده میکردهاند. دوم، به معنی هاون بزرگ و چوبی که در روزگاران گذشته برای کوبیدن شلتوک و سپید کردن برنج کاربرد داشته است.
تلفظ
این کلمه در فرهنگهای لغت معتبر فارسی با دو تلفظ فتح اول (گَواز) و ضم اول (گُواز) ثبت شده است.
در جدول
پاسخ دقیق و ۴ حرفی برای طراحان جدول «گواز» است. از واژههای همردیف آن در جدول میتوان به جواز، گوازه و غباز اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این ابزار هدایت و راندن چهارپایان از واژههای Goad یا Ox-goad استفاده میشود.
به فارسی
واژهٔ گواز کاملاً ایرانی و باستانی است. از مترادفها و واژههای همخانوادهٔ آن در زبان فارسی میتوان به جواز (شکل معرب آن)، گوازه، غباز، غبازه، شنگینه، خرگواز، گاوگواز و همچنین گواژ و گواژه اشاره کرد. ریشهٔ این کلمه به زبان اوستایی بازمیگردد که از دو بخش «گو» (گاو و ستور) و «از» (راندن) تشکیل شده و لغتاً به معنی گاوران است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و اشعار کهن فارسی (مانند آثار کسایی مروزی و فرخی سیستانی)، واژهٔ گواز به عنوان ابزاری برای کوبیدن، تنبیه یا راندن به کار رفته و مجازاً نمادی از ابزار سرکوب، تادیب و مغلوب ساختن دشمنان است.
جمعبندی و توضیح کامل گواز
واژهٔ «گواز» یکی از کلمات اصیل، کهن و باستانی زبان فارسی است که ریشه در دوران اوستایی دارد. این واژه در اصل از ترکیب دو جزء به معنای «راندن گاو» ساخته شده و در لغتنامههای معتبری همچون دهخدا، معین و عمید به دو معنای متمایز اما مرتبط با زندگی سنتی تعبیر شده است؛ نخست به عنوان چوبدستی ضخیمی برای هدایت چهارپایان و دوم به عنوان هاونی بزرگ و چوبی برای کوبیدن و سفید کردن برنج.
این کلمه علاوه بر کاربرد ابزاری، راه خود را به شعر و ادبیات حماسی و تعلیمی ایران نیز باز کرده است. شاعران نامداری چون فرخی سیستانی از «گواز» به عنوان نمادی برای سرکوب، تنبیه و درهمکوبیدن دشمنان یاد کردهاند. امروزه این واژه بیشتر در متون کهن و به عنوان یک کلمهٔ کلیدی و جذاب در جدولهای کلمات متقاطع مورد توجه قرار میگیرد.