یعنی چه
قوامع جمع کلمه «قامعه» است. در لغت به معنی دورکنندهها و بازدارندهها بوده و در اصطلاح عرفانی و اخلاقی، به تأییدات الهی یا پدیدههایی گفته میشود که سرکشیهای نفس اماره را سرکوب کرده و انسان را از گناه بازمیدارند.
تلفظ
این واژه به صورت فتح قاف، واف و الف کشیده، کسر میم و سکون عین (قَوامِع) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه ۵ حرفی به عنوان پاسخ برای راهنماهای «سرکوبکنندهها»، «رامکنندهها» یا «زاجرها» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، از واژههایی که مفهوم سرکوبگری یا بازدارندگی را میرسانند استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان نیز دقیقاً به همین صورت یا با مترادفهایی چون الکوابح استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و رایج این کلمه شامل سرکوبگران، بازدارندهها، مانعها و منعکنندگان است. ریشه آن عربی (قمع) بوده و همخانواده کلماتی چون قمع، قامع و مقامع است؛ متضاد آن نیز محرکها و برانگیزانندهها میباشد.
در قرآن
خودِ واژه «قوامع» در قرآن نیامده است، اما همخانواده نزدیک آن یعنی «مَقَامِع» (جمع مَقمَعَة به معنی گرز یا تازیانه برای سرکوب) در آیه ۲۱ سوره حج به کار رفته است: «وَلَهُمْ مَقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ» (و برای سرکوب آنان گرزهایی آهنینی است).
جمعبندی و توضیح کامل قوامع
واژه «قوامع» یک واژه وامگرفته از زبان عربی است که از ریشه سه حرفی «قمع» (به معنی شکستن، خوار کردن و سرکوب نمودن) مشتق شده است. این کلمه در متون کهن فارسی، ادبی و به ویژه متون عرفانی و اخلاقی کاربرد چشمگیری دارد و جمع مکسر واژه «قامعه» محسوب میشود.
در اصطلاح لغوی و نمادین، قوامع به ابزارها یا پدیدههایی مانند پتک، گرز، تازیانه یا مهار اشاره دارد که برای درهمشکستن یک نیروی سرکش به کار میروند. در اخلاق و عرفان اسلامی، این واژه به تاییدات الهی یا اسباب اسمایی اطلاق میشود که نفس اماره و خواهشهای نفسانی انسان را رام و سرکوب میکنند.
اگرچه خود این کلمه در قرآن کریم عیناً ذکر نشده، اما کلمه همخانواده آن یعنی «مقامع» در سوره حج برای توصیف گرزهای آهنین مجازات به کار رفته است که نشاندهنده ابزار مهار و سرکوب شدید در بستر زبانی آن است.