یعنی چه
در اصطلاحات فلسفی و عرفانی، ذات به حقیقت، باطن یا ماهیت اصیل یک شیء اشاره دارد که چیستی آن را شکل میدهد؛ به طوری که اگر از آن گرفته شود، دیگر خودِ آن شیء نخواهد بود. وجود نیز به معنای هستی، بودن و تحقق عینی همان ذات در جهان واقعی است.
تلفظ
کلمه ذات با فتح حرف ذال و سکون تاء (zāt) و کلمه وجود با ضم واو و جیم (vo-jud) تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع و کلمات متقاطع فلسفی، پاسخ به این عبارات معمولاً خود عبارت «ذات و وجود» با ۸ حرف است.
به انگلیسی
در متون فلسفی انگلیسی، برای واژه ذات از کلمات Essence یا Substance و برای واژه وجود از کلمات Existence یا Being استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در فلسفه اسلامی دارد و در زبان عربی نیز دقیقاً به صورت الذات والوجود یا الماهیة والوجود به کار میرود.
به فارسی
برابرهای پارسی و اصیل این ترکیب فلسفی، واژگانی چون «چیستی و هستی»، «گوهر و بودش»، «حقیقت و پیدایش» یا «ماهیت و تحقق» هستند.
در قرآن
در قرآن کریم کلمه «ذات» عمدتاً به معنای لغوی آن یعنی «صاحب و دارای» آمده است (مانند علیم بذات الصدور). خود کلمه «وجود» با این رسمالخط در قرآن نیامده، اما مشتقات ریشه آن (و ج د) بارها به معنی یافتن و دانستن (مانند وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل ذات و وجود
ترکیب دو کلمه «ذات و وجود» از پایهایترین و عمیقترین اصطلاحات در فلسفه و عرفان (بهویژه حکمت متعالیه و فلسفه اسلامی) است. در این دیدگاه، ذات یا همان ماهیت، به چیستی و قالب یک موجود در ذهن اشاره دارد، در حالی که وجود، همان نیروی هستیبخش و عینیتی است که باعث میشود آن ذات در جهان واقعی محقق و آشکار گردد.
در فلسفه خداشناسی، میان ذات و وجود خداوند یگانگی مطلق برقرار است و او را واجبالوجود مینامند؛ یعنی ذات خداوند عین وجود اوست. اما در خصوص مخلوقات و ممکنالوجودها، ذات (چیستی) غیر از وجود (هستی) است و قالب موجودات برای تحقق، نیازمند دریافت فیض وجود از مرتبه بالاتر است.
اگرچه برای این مفهوم نماد گرافیکی یگانهای وجود ندارد، اما در هنر و خوشنویسی عرفانی، کلمه «هُو» یا رسم یک دایره ساده به نشانه بیانتهایی و اصالت هستی حق، به عنوان نماد عینی ذات وجود مطلق به کار میرود.